تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت ها و اسرار نماز (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
قضاوت نمايد ، بسيارى را به شبهه و تشكيك مىاندازد ؛ به همين خاطر نبايد علماى مادى در امور معنوى مداخله و قضاوت و اظهار نظر نمايند . اين استدلال مترلينگ براى منع از نيايش ، سست است ، مثل آن كه كسى بگويد : چون خداوند ضامن روزى بندگان است و وعده‌ى دادن روزى را به همه داده است ، پس نبايد كسى دنبال كار و تحصيل روزى برود و رفتن دنبال روزى موجب تكذيب وعده‌هاى الهى است ؛ و معنايش آن است كه ما خدا را قادر بر دادن روزى نمىدانيم و اعتمادى به وعده‌هاى او نداريم . چقدر اين استدلال سست و بيهوده است ! در مقابلِ اين دسته از دانشمندان طبيعى ، كه نيايش را انكار كرده‌اند ، دسته‌ى ديگرى كه در امور روحى و معنوى بيشتر وارد شده‌اند ، به نيايش عقيده دارند و به آن تشويق و ترغيب مىنمايند . مانند پاسكال ، فلاماريون و الكسيس كارل كه مقدارى از گفتار آنان را بيان مىكنيم . پس معلوم شد كه امثال « مترلينگ » ، كه نيايش را جسارت به درگاه خداوند مىداند ؛ و يا « نيچه » كه آن را شرم آور و يا « اگوست كنت » ( مؤسس فلسفه‌ى تحقيق ) كه آن را بيهوده مىپندارد ؛ « حقيقت » و « فلسفه‌ى نيايش » را درك نكرده‌اند . آرى هركس كه ارتباطى با خدا ، و سر و كارى با دعا دارد ، نتايج اعجازآميز و تأثيرات خارق العاده‌ى نيايش را در زندگى خود مكرر ديده و از مشاهدات و تجربيات بلكه بديهيات ، نزد او به شمار مىرود ، به ويژه در مكان‌هاى اجابت دعا مثل مساجد و مشاهد مشرّفه كه افراد به وسيله‌ى نيايش و دعا و توسّل