سراسر جهان حاكم است اما خداى متعال خالق علّتها بوده و فوق همهء آنها و آگاه از اسرار ناپيداى آنها مىباشد ، او مىتواند چيزى را بدون پيدايش علت ظاهرى آن خلق و يا معلولى را با وجود علت ظاهرى آن محو نمايد .
بر اين اساس يأس از رحمت الهى چه در امور دنيوى و چه اخروى مذموم است مشكلات دنيوى هر چند بزرگ باشند خداوند متعال از آنها بزرگتر است و با وجود چنين خدائى جائى براى يأس باقى نمىماند تا گفته شود :
چو قامت ما براى غرق است * در كم و زياد آن چه فرق است
گويند :
كسى پنج هزارتومان به خزانه شاه اسماعيل صفوى بدهكار بود . وقتى وى بدهكارى خود را پرداخت كرد سند بدهى موجود نبود تا به بدهكار واگذار شود لذا رسيدى به وى دادند كه بدهى را پرداخت نموده است .
چندى نگذشت كه مسئول وصول بدهيها از دنيا رفت . مسئول جديد سند را يافت و تقاضاى پرداخت بدهى نمود . بدهكار گفت : پرداختهام و رسيد دارم ولى هرچه تلاش كرد و هرجا را گشت ، رسيد را نيافت . مهلتى مقرر كردند تا او يا رسيد را بيابد و يا بدهكارى خود را پرداخت كند . اين مدت هم به سر آمد و رسيد پيدا نشد .
مأمورين ، بدهكار را براى حبس به طرف زندان بردند . او بين راه اجازه خواست تا از مغازهاى دخانيات بگيرد ، توتون را در كيسهاش ريخت و كاغذش را دور انداخت ولى باد آن را به دامنش چسبانيد ، خواست دوباره كاغذ را دور اندازد كه اثر مهرى آشنا بر آن ديد ، وقتى دقّت نمود همان رسيدى بود كه در پى آن مىگشت .
يأس از رحمت
نااميدى از رحمت واسعهء الهى بهخاطر وجود گناه نيز به شدت مورد سرزنش واقع شده و گناه كبيره محسوب مىشود . به آيهاى كه در آغاز بحث گذشت توجه