يأس
« . . .
وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ »
« 1 »
يأس از رحمت خداوند از جملهء گناهان بزرگ شمرده مىشود و مىتواند منشاء گناهان مختلف ديگرى باشد .
اصولا يأس ، از جهل آدمى به عظمت و قدرت لا يتناهى خداوند ناشى مىشود .
بنابراين هر چند حدوث و بقاء قوانين طبيعت بر پايه علّت و معلول است و هر معلولى بناچار از علّت هم سنخ خود ناشى مىشود ، اما بايد دانست كه علّت همهء علتها ، خداى متعال مىباشد و او در هر لحظه به تقدير امور مىپردازد ، و لوح محو و اثبات او دائماً در حال ثبت تقديرات جديد است .
« . . . كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »
« 2 »
براساس همين قائده ، در كوران حوادث و اتفاقات بايستى به خالق هستى بخش توجه كرد و يأس را از چهره زدود ، چه اينكه :
از قضا سركنگبين صفرا فزود * روغن بادام خشكى مىفزود
هامش
( 1 ) - ( يوسف - 87 ) و از رحمت خدا مأيوس نشويد كه تنها كفار از رحمت او مأيوس مىشوند .
( 2 ) - ( رحمن - 29 ) و او هر روز در كارى است .