از آنجا كه مكر و خدعه لازمهاش هوش و ذكاوت است ، و انسانهاى ابله و سفيه غالباً قادر به مكر و خدعه نيستند ، براى برخى از شيعيان حضرت امير عليه السلام كه فرق مكر و درايت را درك نمىكردند اين سؤال پيش مىآمد كه معاويه فردى هوشمند و زرنگ است ، و هوش و درايت او موجب موفقيت او شده است . حضرت امير عليه السلام در پاسخ اين ابهامات مىفرمايند :
« لَوْ لاانَّ الْمَكْرَ وَالْخَديعَةَ في النّارِ لَكُنْتُ امْكَرَ النّاسِ » « 1 »
و در جاى ديگر نيز فرمودهاند :
« لَوْ لاانّى سَمِعْتُ رسولُ اللَّه صلى الله عليه و آله يَقُولُ : انَّ الْمَكْرَ وَالْخَديعَةَ وَالخِيانَةَ فىِ النّارِ لَكُنْتُ امْكَرَ العَرَبِ » « 2 »
مكرسياسى
مىتوان سر دسته مكاران تاريخ اسلام را « معاوية بن ابوسفيان » ناميد ، او كه حبّ و عشق به خلافت چشم و گوشش را كور و كر كرده بود ، هر لحظهء زندگيش در پى طرح نقشهاى مكارانه براى تقويت خود بود و البته از آنجا كه تاريخ هر چند در گسترهاى محدود از زمان در زير لواى تملقها يا ترس و هراس مخفى بماند ، امّا در نهايت دوران زرّ و زور به سر خواهد رسيد و حقائق عيان خواهد شد و مكاران را رسوا خواهد نمود .
هر چند برخى وهابيان كه گرايش به امويان دارند ، وى را صحابه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله معرفى مىكنند ، ولى انديشمندان اهل سنت او را طرد كردهاند و حتى او را مسلمان
هامش
( 1 ) - اگر مكر و خدعه در آتش نبود من مكارترين انسانها بودم . ( وسايل الشيعه - جلد 8 - صفحه 571 ) .
( 2 ) - اگر از رسول خدا صلى الله عليه و آله نمىشنيدم كه مكر و خدعه و خيانت در آتش است . من مكارترين عرب بودم . ( بحار الانوار - جلد 75 - صفحه 285 ) .