السَّكُوتَ مِنْ ذَهَبٍ » « 1 »
در روايت ديگر امام صادق عليه السلام سكوت را عمل خير و داراى ثواب و سخن را عامل ثواب يا عقاب معرفى نموده است .
« لايَزالُ الرَّجُلُ الْمُؤْمِنُ يُكْتَبُ مُحْسِناً مادامَ ساكِتاً فَاذا تَكَلَّمَ كُتِبَ مُحْسِناً اوْ مُسيئاً » « 2 »
عامل سكوت
سكوت فضيلتى است كه براى هركسى بهسادگى ميسر نمىباشد ، بسيارند كسانى كه توان آن را ندارند و چه كماند آن دسته كه مزيّن به آنند .
اصولًا مايهء اصلى دورى از همهء گناهان عقل است . انسان عاقل كه عواقب دنيوى و اخروى گناه را درك كرده و بدان اعتقاد جزمى يافته است ، گرد گناه نمىرود .
و لذا ميزان گناه هركس و ثواب وى بستگى تام و تمام به عقل او دارد . هر قدر ميزان عقل بالاتر باشد ، پرهيز از گناه بيشتر است تا حدى كه عقل كامل هرگز گناه نمىكند و صاحب چنان عقلى معصوم از هر خطائى است .
و البته عصمت معصومان عليهم السلام به اين جهت نيست كه خداى بالبداهه عصمت را بهآنان مرحمت كردهباشد ، بلكه آنان كمال عقلانى را تحصيل نموده و به مقتضاى آن هرگز به خطا نزديك نمىشوند .
هر قدر نيز مقدار عقل كمتر باشد ، ميزان آلودگى به گناه به همان نسبت بيشتر مىشود .
عامل سكوت در نگاه اخبار و احاديث ، عقل است . عاقل چون مضرّات سخن
هامش
( 1 ) - فرزندم اگر گمان مىكنى سخن از نقره باشد ، سكوت از طلا است ( با ارزشتر است ) . ( اصول كافى - جلد 2 - صفحه 114 ) .
( 2 ) - دائماً بندهء مؤمن مادامى كه ساكت است محسن و نيكوكار شمرده مىشود ، ولى وقتى كه شروع به سخن نمود به مقتضاى سخن خود عقوبت يا مثوبت مىبيند . ( مستدرك الوسايل - جلد 9 - صفحه 16 ) .