كه در پى هم ايجاد مىشوند و هر مرتبهاى زمينه را براى مرحلهء بعد فراهم مىكند و لذا زايل نشدن هر مرتبه ، منجر به حصول مرتبهء بعد مىگردد .
بغض به معناى تنفر نفس از چيزى است و در مقابل حبّ قرار مىگيرد و لذا حبّ به معناى تمايل نفسانى مىباشد . حقد مرحلهاى قوىتر از بغض است و آن به معناى عداوت باطنى است ، غضب و خشمى كه در قلب آدمى جايگزين شود و خارج نگردد و عيان نشود ، حقد ناميده مىشود . اين دو وصف ، از اوصاف نفسانى هستند و هيچگاه عيان نمىشوند . عداوت از مادهء « عدا » به معناى تجاوز آشكار از حدود است ، به عبارت ديگر كينه آشكار شده عداوت شمرده مىشود . خصومت به معناى نزاع و درگيرى و مجادله طرفين است كه منجر به غلبهء يكى بر ديگرى گردد و در نهايت موجب افتراق و جدائى مىشود .
ترتيب اين رذائل ، زشتى مراحل ابتدائى آنها يعنى بغض و كينه را آشكارتر مىسازد و لذا حضرت امير عليه السلام مىفرمايد :
« الْحِقْدُ الْأَمُ الْعُيُوبِ » « 1 »
« الْحِقْدُ نارٌ كامِنَةٌ لايُطْفِئُها الّا مَوْتٌ اوْ ظَفَرٌ » « 2 »
آن حضرت در دو خبر ذيل ، كينه را اسباب فتنهها و اسلحه بديها معرفى فرموده است .
« سَبَبُ الْفِتَنِ الْحِقْدُ ، سَلاحُ الشَرِّ الْحِقْدُ » « 3 »
و طبعاً از بين رفتن حقد ، باعث ايمنى و آسايش از مراتب بعدى مىگردد .
« مَنْ اطْرَحَ الْحِقَدَ اسْتَراحَ قَلْبُهُ وَلُبُّهُ » « 4 »
هامش
( 1 ) - كينه توزى زشتترين عيبها است . ( غرر الحكم ) .
( 2 ) - كينه آتش پنهانى است كه جز با مرگ يا پيروزى خاموش نشود . ( غررالحكم ) .
( 3 ) - كينه توزى عامل فتنه است - كينه توزى اسلحهء بدى است . ( غررالحكم ) .
( 4 ) - كسى كه كينه را دور ريزد ، قلب و خردش آسوده گردد . ( غررالحكم ) .