تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
مىانداخت ، وقتى هسته‌هاى خرما در مقابل حضرت امير عليه السلام زياد شد ، فرمود : على چه زياد خرما خورده است ! ، حضرت امير عليه السلام با شنيدن اين سخن خود را نباخت و عرض كرد : گويا پيامبر همه را با هسته خورده اند ! پيره‌زنى به حضور پيامبر رسيد ، حضرت فرمود : عجوزه به بهشت نمىرود ، پيره‌زن با شنيدن اين سخن گريه سر داد ، حضرت فرمود : تو عجوزه نيستى ( عجوزه نمىمانى ) خداوند مىفرمايد : آنها را جوان قرار مىدهيم ! « معمر بن خلّاد » مىگويد : به امام رضا عليه السلام عرض كردم : كسى در ميان جمعى است ، سخنى به ميان مىآيد و آنها شوخى مىكنند و مىخندند ، آيا اين جايز است ؟ امام در پاسخ فرمود : جايز است ، مادامى كه نباشد . « لَابَأْسَ مالَمْ يَكُنْ » . من تصور كردم منظورش اين است كه ناسزائى در كار نباشد . آن حضرت سپس فرمودند : عرب باديه‌نشينى به ظاهر هديه‌اى براى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آوردند و سپس گفت : پول هديه را بده ، حضرت رسالت از اين سخن متعجب شدند و مىخنديدند و هر زمان اندوهگين مىشد مىفرمود : آن عرب چه كرد ، كاش باز هم اينجا مىآمد . « 1 » همان حضرت نيز فرموده است : « الْمُؤْمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ الْمُنافِقُ قَطْبٌ غَضَبٌ » « 2 » امام صادق عليه السلام به يكى از اصحاب خود بنام « يونس شيبانى » مىفرمايد : شوخى شما با هم چگونه است . « كَيْفَ مُداعَبَةُ بَعْضِكُمْ بَعْضاً » ؟ يونس مىگويد : عرض كردم اندك است . حضرت فرمود : « فَلا تَفْعَلُوا فَانَّ الْمُداعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ انَّكَ لَتُدْخِلُ بِها السُّرُورَ عَلى اخيكَ وَ لَقَدْ
هامش
( 1 ) - ( اصول كافى - جلد 2 - صفحه 663 ) . ( 2 ) - مؤمن اهل مزاح و شوخى و منافق خشن و غضبناك است . ( بحار الانوار - جلد 77 - صفحه 153 ) .
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 414 | على غضنفرى