« وَقِّرُوا انْفُسَكُمْ عَنِ الْفِكاهاتِ وَ مَضاحِكِ الْحِكاياتِ وَ مَحالِّ التُّرَهاتِ » « 1 »
امام صادق عليه السلام مىفرمايند : در مدينه دلقكى بود كه مردم را مىخندانيد ، و از اينكه نمىتوانست امام سجاد عليه السلام را بخنداند ، ناراحت بود ، روزى پشت سر حضرت به راه افتاد و عبايش را از دوش او برداشت و رفت ، امام به وى توجهى نكرد ، عدهاى از اصحاب او را تعقيب كردند و عبا را از وى باز ستاندند ، و بر دوش امام انداختند ، امام فرمود : اين كه بود ، عرض كردند : دلقكى است كه اهل مدينه را مىخنداند . امام فرمودند :
« قُولُوا لَهُ : انَّ للَّهِ يَوْماً يَخْسَرُ فيهِ الْمُبْطِلُونَ » « 2 »
خنده بىمورد
بعضى هرچه مىشنوند و يا مىبينند به آن مىخندند بدون اينكه موردى براى خنده ببينند ، البته خندههاى بىمورد از مجانين تكليفى ندارد ، چون عقل از شرايط عامهء تكليف محسوب مىشود . ولى چنين عملى از كسانى كه به ظاهر عاقلند مذموم است و به شدّت مورد نكوهش قرار گرفته است ، سرچشمهء چنين حركاتى ، جهالت و نادانى است .
قال العسكرى عليه السلام :
« مِنَ الْجَهْلِ الضِّحْكُ مِنْ غَيْرِ عَجَبٍ » « 3 »
چنين اشخاصى كه در واقع عقلاء مجنوننما و يا مجانين عاقلنما هستند هيچ بهانهاى براى عمل قبيح خود ندارند .
هامش
( 1 ) - نفوس خود را حفظ كنيد از اينكه آن را در شوخ طبعىها و داستانهاى خندهآور و جايگاههاى بيهوده وارد سازيد . ( غرر الحكم ) .
( 2 ) - به او بگو همانا براى خداوند روزى است كه اهل باطل در آن روز زيان مىبينند . ( تفسير نور الثقلين - جلد 4 - صفحه 537 ) .
( 3 ) - از نمونههاى نادانى ، خندهء بى جا است . ( بحار الانوار - جلد 76 - صفحه 59 ) .