تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
پنجم بگويد لعنت خدا بر من اگر دروغ بگويم ، در اين صورت حكم قذف از مرد برداشته مىشود . زن نيز اگر پذيرفت ، حكم حدّ زنا در مورد او اجرا مىگردد ، ولى اگر چهار بار سوگند ياد كند كه مرد دروغ مىگويد و بار پنجم بگويد غضب خدا بر او باد اگر مرد راستگو باشد ، حكم حد زنا نيز از او برداشته مىشود . « 1 » اين مسئله اصطلاحاً « لعان » ناميده مىشود و آيات مربوط به آن عبارتند از :
« وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ ، وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ ، وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبِينَ ، وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقِينَ »
« 2 »

توبه

قذف حق‌ّالنّاس است لذا اگر حدّ آن جارى شود اثر تكليفى آن ساقط مىگردد . همچنين اگر قذف شده از حقّ خود بگذرد باز هم چيزى بر عهدهء قاذف نمىماند . البته اگر قذف متوجه مخاطب نباشد بلكه متوجه شخص ثالث گردد ، مثلًا كسى به شخصى بگويد پسر زانى يا پسر زانيه ، چنين قذفى در واقع براى پدر و مادر او ثابت است و اگر آنها در قيد حيات نيستند آنگاه نوبت به ورثهء آنان مىرسد و آنان حقّ در خواست اجراء حدّ يا عفو دارند . به هر حال توبه از قذف چون هر معصيت حق‌ّالنّاسى ديگر ، مشروط به اين است كه قذف شده عفو كند و يا حدّ بر قاذف اجرا شود .
هامش
( 1 ) - اين شأن نزول در تفاسير مجمع البيان و الميزان و نيز تفسير نور الثقلين و تفاسير مختلف ديگرى در ذيل آيات آورده شده است . ( 2 ) - ( نور - 6 تا 9 ) .