قال على عليه السلام :
« اكْذِبِ السِّعايَةَ وَ النَّميمَةَ ، باطِلَةً كانَتْ امْ صَحيحَةً » « 1 »
ثانياً : اگر ساعى خبر مهمى را ابلاغ كرده يا چيزى آورده كه به دين و اعتقادات انسان بستگى دارد ، قبل از ترتيب اثر به كلام وى ، تفحص كند و از كانالهاى ديگر مسئله را تحت بررسى قرار دهد .
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ »
« 2 »
ثالثاً : بايد اطمينان خاطر داشت به اينكه نمّام چنانچه سخن كسى را چيده و نزد تو آورده است ، نيز سخن تو را نزد او يا غير او مىبرد . و لذا نمّامى چرخهاى است كه دائماً در حال گردش مىباشد ، گاه به نفع تو و گاه به ضرر تو .
رابعاً : وظيفه نهى از منكر از سوى مخاطب ساقط نمىشود و او بايستى نمّام را پند و اندرز دهد و او را به عواقب عمل زشتش و تبعات آن آگاه نمايد .
موارد جواز
جز مورد ذيل ، در اخبار و احاديث موردى را براى جواز نمّامى نمىيابيم و آن نمّامى براى متفرق كردن اهل كفر مىباشد . به اين حادثه كه در صدر اسلام اتفاق افتاده است ، توجه كنيد .
احزاب و طوايف زيادى در جنگ خندق دست به دست هم داده بودند تا ريشهء اسلام را به اصطلاح خودشان برچينند . اينان وقتى خندق را در مقابل خود ديدند ، زمينگير شدند و بهفكر چاره افتادند . آنها تصميم گرفتند يهود بنىقريظه كه
هامش
( 1 ) - سعايت و سخن چينى را تكذيب نما ، راست بگويند يا دروغ . ( غرر الحكم ) .
( 2 ) - ( حجرات - 6 ) اى مؤمنان اگر شخص فاسق براى شما خبرى آورد ، دربارهء آن تحقيق كنيد مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كردهء خود پشيمان شويد .