تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
هم‌پيمان مسلمانان و در داخل مدينه بودند با خود هم‌پيمان ساخته تا آنان در مدينه دست به آشوب بزنند و بدين وسيله راهى به‌سوى شهر باز شود . پيمان آنها بسته شد و عزم آنها در آستانه عملى شدن قرار گرفت . « نعيم بن مسعود » كه تازه به اسلام گرويده بود ، خدمت پيامبر مشرّف شد و عرض كرد : من تازه اسلام آورده‌ام و اين قبايل از اسلام من آگاه نشده‌اند و البته با همه هم رفيق هستم . لذا اگر اجازه دهيد غائله را به شكلى خاتمه دهم ، و سپس او نقشهء ايجاد تفرقه بين يهود و مشركان را طرح‌ريزى كرد . وى ابتدا سراغ بنىقريظه رفت و پس از جلب اطمينان آنها وارد دژ شد و گفت : موقعيت شما با احزاب فرق دارد ، آنها اگر شكست خوردند سراغ زندگى خود مىروند ولى شما در مدينه هستيد و در بند مسلمانان گرفتار مىمانيد ، آنها چاره طلبيدند ، نعيم گفت : شما چند نفر از سران احزاب را به گروگان بخواهيد تا احزاب مجبور شوند تا آخرين قطرهء خون بجنگند ، و سران خود را حفظ كنند ، همهء سران بنىقريظه دلسوزى نعيم را پذيرفتند . وى سپس به اردوگاه احزاب رفت و به سرانشان گفت : بنىقريظه از پيمان‌شكنى با مسلمانان پشيمان شده و حال مىخواهند جبران كنند واكنون تصميم گرفته‌اند چند تن از سران شما را گروگان گيرند و به مسلمانان تحويل نمايند . نعيم آنگاه نزد مسلمانان آمد و شايعه‌اى به‌راه انداخت كه بنىقريظه مىخواهند گروگان از مشركان گيرند و تحويل مسلمانان دهند ، هدف نعيم اين بود كه اين شايعه از كانال‌هاى مختلف به قريش برسد . نماينده قريش نزد بنىقريظه آمد و آغاز كار را به آنها يادآور شد ، آنها گفتند : ما تنها هستيم و اطمينان به استقامت شما نداريم ، چند نفر از سران خود را به ما بسپاريد تا مطمئن شويم قصد جنگ داريد و عقب نخواهيد نشست . قريش وقتى اين خبر را از نماينده خود شنيدند به سخنان نعيم انديشيدند و او را تحسين كردند لذا نماينده‌اى نزد آنها فرستادند و گفتند : ما يك نفر را نزد شما به
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 38 | على غضنفرى