حضرت صادق عليه السلام دست مبارك خود را بلند كرد و به پيشانى خود زد و فرمود :
سبحان اللَّه ، مادرش را به زنا متهم مىكنى ؟ خيال كردم با تقوا هستى ولى نه ، چنين نيستى . عرض كرد : قربانت شوم مادرش اهل « سند » و مشرك است . حضرت فرمودند : مگر ندانستى كه هر ملتى نكاحى دارند ؟ از من دور شو . اصحاب در پى آن واقعه هرگز امام را با وى نديدند . « 1 »
« سماعه » از اصحاب امام صادق عليه السلام مىگويد : بر امام عليه السلام وارد شدم ، آقا در آغاز سخنش به من فرمود : اين چه بود كه بين تو و شتردارت اتفاق افتاد ؟ مبادا دشنامگو و بد زبان و لعنت كننده باشى . عرض كردم : ولى او به من ستم كرد . حضرت فرمود : اگر او به تو ستم كرده ، تو از او سر افتادى ، اين حركت از كردار من نيست ، من به شيعيانم چنين دستورى نمىدهم ، از پروردگارت آمرزش بخواه و به آن باز نگرد ، گفتم :
استغفار مىكنم و باز نمىگردم . « 2 »
در پايان اين مبحث به چند نكتهء مهم ديگر در ارتباط با اين بحث توجه كنيد .
ناسزا به ساير مخلوقات
ناسزا گفتن به اشياء و مخلوقات ديگر خداوند نيز جايز نيست ، گاهى برخى كه چيزى بر خلاف خواستهء از قبل طراحى شدهء خود مىبينند ، حوادث طبيعى را ناسزا مىگويند ، زمين و آسمان و باد و باران را دشنام مىدهند و . . .
اينها علاوه بر ناسپاسى و ناشكرى و عدم رضايت به مقدرات خداوند ، به واسطه سبّ و فحش بودنشان نيز معصيت شمرده مىشوند .
قال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله :
« لاتَسُبُّوا الرِّياحَ فَانَّها مَأْمُورَةٌ وَلا تَسُبُّوا الْجِبالَ وَلَا السَّاعاتِ ولا
هامش
( 1 ) - ( اصول كافى - جلد 2 - صفحه 324 ) سند در لغت فارسى و عربى به معناى حرام زاده آمده است و در عربى به « هند » نيز اطلاق شده است .
( 2 ) - ( اصول كافى - جلد 2 - صفحه 326 ) .