غنا در قرآن
با دقّت بيشتر به آيهاى كه در آغاز بحث گذشت توجه كنيد .
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ »
« 1 »
در تفسير آيه شريفهء فوق دو شأن نزول وارد شده است كه خلاصهء آنها چنين است :
1 - آيه در شأن « نضر بن حارث » نازل شده است . او براى تجارت به ايران سفر مىكرد و در مراجعت ، مردم قريش را دور خود جمع مىنمود و مىگفت : اگر محمد ( صلى الله عليه و آله ) قرآن آورده است من هم داستانهاى رستم و اسفنديار و اخبار سلاطين عجم آوردهام ، و بدين وسيله مردم را از توجه به قرآن باز مىداشت .
2 - شخصى كنيزى خواننده خريد ، اين كنيز شب و روز براى او مىخواند و زندگى رويائى براى صاحب خود با صداى زيبايش تدارك ديدهبود و اين آيه در مذمت عمل وى نازل گشت .
هر چند هر دو شأن نزول فوق با متن آيه مناسبت دارند چرا كه قصهسرائى يا ترانهخوانى هر دو انسان را از ياد خداوند غافل مىكنند ، امّا در اخبار و احاديث زيادى كه حرمت ترانهخوانى را بيان كردهاند ، به اين آيه استناد شده است .
اين اخبار ضمن اينكه شأن اول را رد نمىكنند ، تائيدى براى تصديق شأن نزول دوم شمرده مىشوند .
به چند نمونه از اين روايات توجه كنيد :
امام باقر عليه السلام در بيان كبيره بودن غنا به آيه فوق استدلال مىفرمايند : « محمد بن
هامش
( 1 ) - ( لقمان - 6 ) برخى سخنان بيهوده خريدارى مىكنند ، تا مردم را از روى جهل و نادانى گمراه سازند ، و آيات الهى را به مسخره گيرند ، براى آنها عذاب خوار كنندهاى است .