حضرت به اين سخن خنديد و آن دو پرنده را صدا زد ، و به گنجشگ نر فرمود :
آيا براستى قدرت چنين كارى را دارى ؟ پرنده پاسخ گفت : نه يا رسولاللَّه ولى گاهى لازم است نر در مقابل مادهء خود قدرت نمائى كند ، و الّا ماده حرف او را گوش نمىدهد ، علاوه بر اينكه عاشق به سخن معشوقانهاش مؤاخذه و ملامت نمىشود .
حضرت به ماده فرمود : چرا اجابت درخواست او نمىكنى ؟ گنجشگ ماده پاسخ داد : يا رسولاللَّه او دروغ مىگويد ، عاشق من نيست غير من را هم دوست دارد ، اگر راست مىگويد و تنها مرا دوست دارد چرا به غير من هم نظر مىافكند .
اين حرف اثرى عميق در قلب سليمان گذاشت و چهل شبانه روز از مردم فاصله گرفت ، او مىگريست و مناجات مىكرد و از خداوند مىخواست قلب و دلش را ، تنها ظرف محبّت خودش قرار دهد و بس . « 1 »
معشوق حقيقى كه هيچيك از توالى فاسده را نداشته باشد و آدمى را به سعادت و خوشبختى واقعى رساند ، تنها و تنها خداست .
به اين حديث قدسى توجه كنيد :
« اذا كانَ الْغالِبُ عَلَى الْعَبْدِ الْاشْتِغالُ بى جَعَلْتُ بُغْيَتَهُ ولَذَّتَهُ فى ذِكْرى ، فَاذا جَعَلْتُ بُغْيَتَهُ وَلَذَّتَهُ فى ذِكْرى عَشِقَنى وَعشِقْتُهُ ، فَاذا عَشِقَنى وَعَشِقْتُهُ رَفَعْتُ الْحِجابَ فيما بَيْنى وَبَيْنَهُ وَصَيَّرْتُ ذلك تَغالُباً عَلَيْهِ ، لا يَسْهُو اذا سَها النَّاسَ ، اولئِكَ كَلامُهُمْ كَلامُ الْانْبِياءِ ، اولئكَ الْابْطالُ حَقّاً » « 2 »
قال على عليه السلام :
« كانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله لايُؤثَرُ عَلَى الصَّلوةِ عِشاءً وَلا غَيْرَهُ وَكانَ اذا دَخَلَ
هامش
( 1 ) - ( سفينة البحار - جلد 2 - صفحه 200 ) .
( 2 ) - وقتى بنده بيشتر با من باشد ، آرزو و لذّتش را در ياد خودم قرار مىدهم و وقتى چنين كردم او مرا عاشق و من او را عاشقم ، و با حصول اين مرتبه حجاب بين من و او برداشته مىشود . من اين را موجب ظفر او در كشمكش وى با هواى نفسش قرار مىدهم . او ديگر خطائى چون ديگران انجام نمىدهد ، سخنان چنين كسانى كلام انبياء است و آنان قهرمانان واقعى هستند . ( كنز العمال - 1872 ) .