وَقْتُها كَانَّهُ لا يَعْرِفُ اهْلًا وَلا حَميماً » « 1 »
آن حضرت خودش نيز مىفرمود :
« جَعَلَ اللَّهُ جَلَّ ثَنائُهُ قُرَّةَ عَيْنى فِى الصَّلوةَ وَحَبَّبَ الَىَّ الصَّلوةَ كَما حَبَّبَ الَى الْجائِعِ الطَّعامَ ، والَى الظَّمْآنِ الْماءَ ، وَ انَّ الْجائِعَ اذا اكَلَ شَبَعَ وانَّ الظَّمْآنَ اذا شَرِبَ رَوّى ، وَانَا لا اشْبَعُ مِنَ الصَّلوةِ » « 2 »
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد : شعيب ( عليه السلام ) چنان از عشق به خداى متعال اشك ريخت تا كور شد ، خداوند بينائى را به وى بازگردانيد ، باز چنان گريست تا كور گشت ، بار دوم خداوند چشمانش را به وى بازگرداند و او چنان گريه نمود تا براى بار سوم كور شد ، خدا چشمش را به وى بازگردانيد و فرمود : اى شعيب تا كى مىخواهى چنين كنى ؟ اگر خوف آتش دارى ، تو را ايمن گردانم ، و اگر شوق بهشت دارى به تو مىدهم ، شعيب عرض نمود :
« الهى وَسَيّدى انْتَ تَعْلَمُ انّى ما بَكيتُ خَوْفاً مَنْ نارِكَ وَلا شَوْقاً الى جَنَّتِكَ وَلكِنْ عَقَدَ حُبُّكَ عَلى قَلْبى فَلَسْتُ اصْبِرُ اوْ اراكَ » « 3 »
خداوند به وى فرمود : حال كه چنين است به زودى كليم خود را يعنى موسى بن عمران را در خدمت تو قرار مىدهم .
هامش
( 1 ) - رسول خدا همواره نه طعام و نه هيچ چيز ديگر را بر نماز مقدم نمىساخت ، و چون وقت نماز فرا مىرسيد خانواده و دوستى را نمىشناخت . ( تنبيه الخواطر - صفحه 323 ) .
( 2 ) - خداى متعال نور چشم مرا نماز قرار داده است و براى من نماز چنان دوستداشتنى است كه طعام براى گرسنه و آب براى تشنه . همانا گرسنه اگر بخورد سير مىشود و تشنه چون بنوشد سيراب ميگردد . ولى من از نماز سير نميشوم . ( بحارالانوار - جلد 77 - صفحه 77 ) .
( 3 ) - معبود و مولاى من ، تو ميدانى كه گريهام براى ترس از آتش و شوق به بهشت تو نيست ، بلكه عشق تو بر قلبم گره خورده و من طاقت صبر ندارم مگر اينكه تو را ببينم . ( بحارالانوار - جلد 12 - صفحه 380 ) .