اى صفوان همهء كارهايت نيك است مگر يكى ، عرض كردم : قربانت گردم كدام كار ؟
فرمود : شترهايت را به اين مرد كرايه دادى ؟ و منظورش هارون بود . گفتم : به خدا سوگند بخاطر ستم و خوشگذرانى و شكار و بازى او كرايه ندادهام ، براى حجّ كرايه دادهام ، خود هم نمىروم ، و فقط غلامانم را مىفرستم . امام به من فرمود : توقع دارى كرايهات را بدهد ؟ عرض كردم : آرى . فرمود : مىخواهى زنده باشد تا كرايهات را بدهد ؟ گفتم : بلى ، امام عليه السلام فرمود :
« مَنْ احَبَّ بَقائُهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَمَنْ كانَ مِنْهُمْ كانَ وَرَدَ النّارَ »
من خارج شدم و همهء شترانم را فروختم ، خبر به هارون رسيد ، مرا خواست و گفت : شنيدهام شترانت را فروختهاى ، گفتم : بله ، گفت : چرا ؟ گفتم : پير شدهام و غلامان هم درست كار نميكنند ، هارون گفت : هرگز ! من مىدانم چه كسى تو را به اين كار راهنمائى كرده است ، موسى بن جعفر تو را به اين كار خوانده ، گفتم من كجا و او كجا ، گفت اين حرفها را بگذار كنار ، به خدا سوگند اگر براى رفاقتمان نبود تو را مىكشتم . « 1 »
تبعات كمك به ظالم
عواقب كمك به ظالم همان آثار و عواقب ظلم و بلكه شديدتر از آن است چرا كه ظالم به كمك معاونانش به ظلم مىپردازد .
1 - شريك ظالم است
قال على عليه السلام :
« الْعامِلُ بِالظُّلْمِ والرّاضِى بِهِ وَالْمُعينُ عَلَيْهِ شُرَكاءُ ثَلاثَةٌ » « 2 »
هامش
( 1 ) - كسى كه بقاء آنها را بخواهد از آنانست و هركه از آنها باشد داخل آتش مىشود . ( وسايل الشيعه - جلد 12 - صفحه 131 ) .
( 2 ) - ظالم ، همكار او و نيز راضى به عمل او هر سه در ظلم شريكند . ( بحار الانوار - جلد 75 - صفحه 312 و وسايل الشيعه - جلد 12 - صفحه 128 ) .