جمع اين سه دسته آيات و اخبار به اين است كه انسان مالك تمام دارائى خود مىباشد و اگر او در حدى از توان روحى و تعالى اخلاقى باشد كه اگر تمام دارائى خود را انفاق كند از خضوع وى چيزى كاسته نمىگردد ، به كارش عجب نمىورزد ، و عملش را ناچيز شمرده و بر فقرش صبر مىكند ، صدور اين عمل از وى از بالاترين حسنات مىباشد . ولى كسى كه طاقت او كمتر است يا واجب النفقههائى دارد و آنا فقرن را تحمل نمىكنند كه همهء دارائى به ديگران اعطاء شود ، در اين صورت مىبايست حد اعتدال را رفتار نمايد و مقتصد و ميانهرو باشد .
اين همان راهى است كه خداوند براى توجه خلايق به آن پيامبرش را توصيه مىفرمايد و حضرت امير عليه السلام به آن دستور مىدهد .
قال على عليه السلام :
« كُنْ سَمْحاً وَ لاتَكُنْ مُبَذِّراً ، وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لاتَكُنْ مُقَتِّراً » « 1 »
اگر سؤال شود كه مگر پيامبر صلى الله عليه و آله و برخى اولياء ديگر ، طاقت و تحمل انفاق همه اموال خود را نداشتند كه به اعتدال در انفاق مأمور بودند ؟ در پاسخ خواهيم گفت كه اعتدال پيامبر صلى الله عليه و آله در انفاق و نيز ميانه روى برخى اولياء در اين باره ، به جهت اعلام حكم شرعى است نه بيان حال خودشان ، چه اينكه آنان خود گاهى از همه دارائى خود مىگذشتند ، چنانچه مثالهائى را در اين باره نقل نموديم .
البته مورد انفاق نيز بىتأثير نيست ، و دادن مال كمى به كسى كه آن را در مسير گناه مصرف مىكند اسراف مىباشد . همانطوركه بخشش دارائى وسيعى به انسان وارستهء نيازمند قابل مدح و ستايش است . از امام عسكرى عليه السلام : نقل شده است كه :
« لَوْ جُعِلْتُ الدُّنْيا كُلَّها لُقْمَةً واحِدةً وَ اطْعَمْتُها مَنْ يَعْبُدُاللَّهَ خالِصاً لَرَأيْتُ انّى مُقَصِّرٌ فى حَقَّهِ » « 2 »
هامش
( 1 ) - گشوده دست باش و نه اسرافكار ، ميانه رو باش و نه تنگدست . ( شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد - جلد 18 - صفحه 150 ) .
( 2 ) - اگر همهء دنيا را لقمهاى كنم و به كسى كه خالصانه خدا را پرستش مىكند بخورانم خود را مقصّر مىدانم و آن را در حقّ وى كوتاهى مىشمارم . ( مستدرك الوسايل - جلد 16 - صفحه 252 ) .