حوائج ضرورى را مدح نمودهاند ، دو آيه ذيل به توصيف چنين كسانى پرداخته اند .
« . . . وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »
« 1 »
« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً »
« 2 »
در سبب نزول آيهء اول آمده است روزىكه سپاه اسلام بر بنىنضير پيروز شد ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به انصار فرمود : اگر مىخواهيد اموالتان را با مهاجرين قسمت كنيد و در اين غنائم شريك باشيد و اگر مايليد اموالتان از آن خودتان باشد و به غنائم توجه نكنيد ؟
انصار گفتند : ما اموالمان را با مهاجرين قسمت مىكنيم و چشمداشتى هم به غنائم نداريم . آنگاه خداى متعال اين نيّات صادقه را ستود .
برخى ديگر مىگويند : آيه در شأن هفت مجروح احد نازل شد كه تشنه بودند و آب مىخواستند و هر كدام آب را به ديگرى حواله مىداد تا اينكه همه به شهادت رسيدند و از آن آب نياشاميدند .
ابو هريره كه از رجال احاديث اهل سنّت است ، مىگويد : مسكينى بر پيامبر وارد شد و گفت : گرسنهام ، پيامبر به مردم فرمود : كسى او را مهمان كند . على عليه السلام وى را مهمان كرد ولى او غذاى كافى در خانه نداشت ، حضرت زهرا عليها السلام بچهها را به خواب نمود و حضرت امير عليه السلام چراغ را خاموش كرد و غذاى اندك را براى مهمان آوردند .
آن دو صبح بهحضور پيامبر آمدند ، حضرت به آنها تبسمى كرد و آيه را تلاوت
هامش
( 1 ) - ( حشر - 9 ) و آنها را بر خود مقدم مى دارند با اينكه خود بدان محتاج ترند ، آنان كه از بخل باز داشته شده اند رستگارانند .
( 2 ) - ( انسان - 8 ) و غذاى خود را با اينكه بدان نياز دارند به مسكين و يتيم و اسير مىدهند .