سخن او از وى .
7 - گناه انسان را به خدا منسوب دانستن ( جبر ) .
8 - ضلالت و شقاوت انسان را به خدا نسبتدادن بدون اينكه فعل خود انسان دخيل در شقاوت وى شمرده شود .
9 - تكذيب آيات خداوند و منسوب نمودن آنها به طبيعت ، تصادف و . . . .
10 - بهانه گرفتن از خداوند و در كار او اشكالتراشى نمودن چنانچه در قرآن كريم از آن نهى شده است .
« وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ . . . »
« 1 »
11 - گلايه از خداوند و اعلام عدم رضايت به قضاى او و تسليم نشدن در مقابل مقدّرات .
12 - اظهار نااميدى و يأس از رحمت الهى و مغفرت و بخشش او .
13 - منذر بودن و بيم دادن و مردم را تنها از غضب حقّ ترساندن .
14 - ادعاى الوهيّت و ربوبيّت همچون فرعون كه مىگفت :
« أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى »
و امثال وى كه همين ادعا را داشتند .
15 - ادعاى نبوت همانند مسيلمه و مدعيان دروغين ديگر .
16 - ادعاى امامت چون عبداللَّه افطح ، جعفر كذاب و مدعيان ديگر .
17 - قائل به امامت غير امام همانند زيديه ، اسماعيليه ، فطحيه . . .
18 - توقف كنندگان در امر امامت و نپذيرفتن برخى از ائمه عليهم السلام همانند واقفيه .
19 - غلو در مورد ائمه و تبيين مقام آنها بيش از آنچه بدان راضى هستند و انتساب اوصاف خداوند به آنان .
هامش
( 1 ) - ( احزاب - 36 ) هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامىكه خدا و رسولش امرى را لازم بدانند اختيارى در برابر آنها داشته باشد .