تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧

دزدى

« وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »
« 1 » مالكيت در اسلام محترم شمرده شده و هركس صاحب دسترنج خود و يا آنچه كه از طريق شرعى چون هبه ، ارث ، ديه و غيره به وى رسيده است ، مىباشد . بديهى است اگر كسى بىآنكه حقّى داشته باشد ، بخواهد سرمايهء شخص و يا جامعه‌اى را به زور غصب كند و يا با فريب بربايد يا مخفيانه بدزدد ، مجرم است . تمام انسان‌ها از هر آئين و مسلكى چنين تصاحبى را مردود مىشمارند و طبعاً در اسلام كه مكارم اخلاقى ارزش والاترى دارند ، زشت‌تر بوده و مورد نهى شديدترى است ، به‌طورىكه امام ششم مىفرمايند : اين عمل از هيچ مؤمنى صادر نمىشود . « لايَسْرِقُ السَّارِقُ حينَ يَسْرِقُ وَ هُوَ مُؤمِنٌ » « 2 »
هامش
( 1 ) - ( مائده - 38 ) دست مرد و زن دزد را به كيفر عملشان به‌عنوان مجازات الهى قطع نمائيد و خداوند توانا و حكيم است . ( 2 ) - هيچ سارقى در حال ايمان سرقت نمىكند ، هنگام سرقت ايمان از دست رفته است . ( مستدرك الوسايل - جلد 18 - صفحه 120 ) .