وَ انْ جانِبٌ مِنْها اعْذَوْذَبَ وَاحْلَوْلى امَرَّ مِنْها جانبٌ فَاوْبى ، لايَنالُ امْرُءٌ مِنْ غَضارَتِها رَغَباً الّا ارْهَقَتْهُ مِنْ نوائِبِها تَعَباً ، وَلا يُمْسى مِنْها فى جَناحِ امْنٍ الّا اصْبَحَ عَلى قَوادِمِ خَوْفٍ » « 1 »
دنيا دَور دَور است ، و در هر دورى به عدهاى اقبال و از گروهى ادبار دارد ، روزى مىنگرد و روزى پشت مىكند .
قال على عليه السلام :
« وَاعْلَمْ بِانَّ الدَّهْرَ يَوْمانِ ، يَوْمٌ لَكَ وَيَوْمٌ عَلَيْكَ ، وَانَّ الدُّنْيا دارُ دُوَلٍ » « 2 »
روزى كه بيايد كسى را ياراى دفع آن نيست و روزى كه پشت كند هيچكس را توان جذب او نيست .
حضرت امير عليه السلام بدنبال سخن قبل كه از جمله نامههاى او به ابن عباس است ، مىفرمايد :
« فَما كانَ مِنْها لَكَ اتاكَ عَلى ضَعْفِكَ وَما كانَ منها عَلَيْكَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِكَ » « 3 »
تاريخ گذشته پر از حكايتهائى از اقبال و ادبار دنيا است ، انسانهائى كه روزى
هامش
( 1 ) - هيچكس از دنيا شادمانى نديده ، جز آنكه پشت سرش با اشك روبرو شده . هنوز با خوشى ملاقات نكرده كه با ناراحتى پشت كردن آن مواجه مىشود . هنوز باران ملايم ، خوشى را نياورده كه سيل بلا فرود مىآيد . اگر صبحدمى به يارى كسى بشتابد شامگاه خود را به ناشناسى مىزند . اگر يك طرف شيرينى و گوارائى داشته باشد در طرف ديگر تلخى و گرد باد بدبختى به پا مىسازد . هنوز كسى به آرزوهاى خوش نرسيده كه سختى و مشكلاتش به او مىرسد . شبى را به ايمنى سرنكرده جز اينكه صبحش برپايههاى مضطرب ولغزنده قرار مىگيرد . ( نهج البلاغه - خطبه 110 به ترتيب فيض و 112 به ترتيب صبحى ) .
( 2 ) - بدان دنيا دو روز است ، روزى به سود تو و روزى به زيان تو ، دنيا خانهاى متغيّر و متحوّل است . ( نهج البلاغه - نامه 72 ) .
( 3 ) - آنچه از دنيا به نفع خود بدانى ، هر چند ضعيف باشى به سوى تو مىآيد ، و آنچه به زيان تو باشد ، هر چند قوى باشى باز به تو خواهد رسيد . ( نهج البلاغه - نامه 72 ) .