« يا عُثْمانُ انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَتَعالى لَمْ يَكْتُبْ علَيْنا الرُّهبانِيَّةَ ، انَّما رَهُبانِيَّةُ امَّتى الْجِهادُ فى سبيل اللَّهِ . . . الْجُلُوسُ فى الْمَساجدِ انْتظاراً للصَّلوةِ » « 1 »
لقمان در سفارشهاى خود به فرزندش مىفرمايد :
« يابُنَىَّ لاتَدْخُلْ فى الدُّنْيا دُخُولًا يَضُرُّ بِآخِرَتِكَ وَلا تَتْرُكْها تَرْكاً تَكُونُ كَلًّا عَلَى النّاسِ » « 2 »
زهد
زهد ، پرهيز از لذّتهاى دنيوى مگر به قدر ضرورت است ، و زاهد آن را گويند كه تمام شهوتها و خواستههاى نفس خود را تحت كنترل قرار دهد و تنها به مقدار ضرورت بسنده نمايد .
حضرت امير عليه السلام در توصيف زهد پيامبر مىفرمايد :
« قَدْ حَقَّرَ الدُّنْيا وَصَغَّرَها وَاهْوَنَ بِها ( وَاهْوَنَها ) وَهُوَّنَها وَعَلِمَ انَّ اللَّهَ زَواها عَنْهُ اخْتياراً ، وَبَسَطَها لِغَيْرِهِ احْتِقاراً ، فَاعْرَضَ عَنِ الدُّنْيا بِقَلْبِهِ وَاماتَ ذِكْرَها عَنْ نَفْسِهِ ، وَاحَبَّ انْ تَغيبَ زينَتُها عَنْ عَيْنِهِ ، لِكَيْلا يتَّخِذَ مِنْها رياشاً اوْ يَرْجُوَ فيها مُقاماً » « 3 »
هامش
( 1 ) - اى عثمان ، خداى متعال بر ما رهبانيّت را فرض نداشته است ، رهبانيّت امت من جهاد در راه خداست . نشستن در مساجد به انتظار نماز است . ( بحارالانوار - جلد 70 - صفحه 115 و جلد 82 - صفحه 114 و جلد 83 - صفحه 381 ) .
( 2 ) - فرزندم چنان با دنيا مباش كه به آخرت تو ضرر رسد و چنان آن را ترك نكن كه كَلّ بر مردم باشى . ( بحارالانوار - جلد 72 - صفحه 124 ) .
( 3 ) - پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دنيا را حقير مىشمرد ، و آن در چشم ديگران كوچك جلوه مىداد ، آن را خوار مىدانست و در پيش ديگران خوار مىشمرد ، آگاه بود كه خداوند براى احترام او و به اختيار خودش ، دنيا را از او گرفته و آن را به غير او بخاطر حقارتش گشاده نمودهبود ، او با قلب و روح خود از دنيا اعراض نمود ، و ياد آن را در دل خود ميراند . دوست مىداشت زينتهاى آن از پيش چشمش پنهان باشد تا از آن لباس فاخرى تهيه نكند يا اقامت در آن را آرزو ننمايد . ( نهج البلاغه - خطبه 108 به ترتيب فيض و 109 به ترتيب صبحى ) .