ولى به هرحال نگاه انسان به دنيا بايد چون نگاه وى به مادر باشد و او را وسيلهاى براى حيات خود بداند نه اينكه هدف شمارد .
« اوْحَى اللَّهُ تَعالى الى نَبِىٍّ مِنَ الْانْبِياءِ اتَّخِذِ الدُّنْيا ضِئْراً وَاتَّخِذِ الآخِرَةَ امّاً » « 1 »
وسيله
به دو شيوه مىتوان به دنيا نگريست ، نگاه آلى كه آدمى آن را آلت و وسيله براى پيشبرد مقاصد خود بداند و نگاه استقلالى يعنى دنيا را فىنفسه خواهان باشد . به عبارت ديگر ، نگريستن به دنيا يا براى آخرت است و يا براى دنيا . مولاى بيان حضرت امير عليه السلام ، اين دو نگاه را به نگاه با دنيا و نگاه به دنيا تقسيم نموده است .
« مَنْ ابْصَرَ فيها بَصَّرَتْهُ وَمَنْ ابْصَرَ الَيْها اعْمَتْهُ » « 2 »
قال على عليه السلام :
« وَلَنِعْمَ دارٌ مَنْ لَمْ يَرْضَ بِها داراً وَمَحلُّ مَنْ لَمْ يُوَطِّنْها مَحَلًّا » « 3 »
قال الباقر عليه السلام :
« نِعْمَ العَوْنُ الدُّنْيا عَلَى الآخِرَةِ » « 4 »
علاوه اينكه اصولًا حبّ دنيا براى اصلاح امور و معيشت ، نه تنها قبيح نيست بلكه مورد سفارش نيز مىباشد . « ابن ابى يعفور » از اصحاب امام صادق عليه السلام مىگويد :
هامش
( 1 ) - خداى متعال به يكى از انبياء وحى فرمود كه : دنيا را هوو و آخرت را مادر بشمار . ( شرح نهج البلاغه حديدى - جلد 6 - صفحه 232 ) .
( 2 ) - كسى كه به وسيله دنيا بنگرد و او را وسيله شمارد ، دنيا او را بصيرت بخشد وهركه به خود او توجه كند ، دنيا او را از ديدن حقايق كور مىسازد . ( نهج البلاغه - خطبه 81 به ترتيب فيض و 82 به ترتيب صبحى ) .
( 3 ) - دنيا خوب سرائى است براى آنها كه آن را خانهء هميشگى ندانند ، و خوب محلّى است براى كسى كه آن را به عنوان وطن انتخاب نكند . ( نهج البلاغه - خطبه 214 به ترتيب فيض و 223 به ترتيب صبحى ) .
( 4 ) - خوب ياورى است دنيا براى رسيدن به آخرت . ( بحارالانوار - جلد 73 - صفحه 127 ) .