وَضَوْءٌ آفِلٌ ، وَظِلٌّ زائِلٌ ، وَسِنادٌ مائلٌ » « 1 »
خوشا به حال آن كس كه هرگز به آن دل نبسته بلكه تمام قلب خود را مالامال از عشقى ابدى و ازلى نموده ، عشقى كه از عشق پروانهء گرد شمع قوىتر باشد .
چون زن هندو كسى در عاشقى مردانه نيست * سوختن بر شمع مرده كار هر پروانه نيست
طبق آئين هندوها ، وقتى مردى بميرد جسدش را مىسوزانند ، همسر وى نيز به عنوان وفادارى به شوهرش در مقابل چشمان خيل مردم داخل آتش ميرود و در ميان شعلههاى آتش مىخوابد تا با شوهر خود بسوزد .
و برخى كه قدرت اين عمل را نداشتند سر را مىتراشيدند و جلاى وطن مىكردند . البته اكنون تا حدودى اين رسم غلط محدود شده است .
نمىخواهيم آنچه را كه زن هندو انجام مىدهد مهر صحت بگذاريم بلكه تنها غرض از بيان مطلب اين است كه بدانيم عشق هم مراتبى مختلف دارد ، عشق پروانه به شمع چنان است كه پروانه هر چه از شمع آزار مىبيند ، محبّتش به وى بيشتر مىشود ، شمع ، بال و پر او را مىسوزاند و او هر لحظه مجذوبتر مىشود ، تا جان خود را فدا كند . اما پروانه هر چه كند در قياس با زن هندو عاشق به حساب نمىآيد زيرا زن هندو چنان عشقى به شوهر خود دارد كه خود را غرق آتش سوختهء همسرش مىكند !
آنكه از دنيا و متعلقات آن چشم بپوشد و به خداروى آورد ، عشق وى به خالقش
هامش
( 1 ) - آب دنيا هميشه تيره ، سرچشمهء آن گلآلود ، منظرهاى دلفريب و سرانجامى خطرناك دارد ، فريبندهاى است نابودشدنى ، سايهاى است زائل شدنى ، تكيهگاهى است ساقط شدنى . ( نهج البلاغه - خطبه 82 به ترتيب فيض و 83 به ترتيب صبحى مرسوم به خطبهء غرّاء ) .