« لاتَشْهَدَنَّ بِشَهادَةٍ حَتّى تَعْرِفَها كَما تَعْرِفُ كَفَّكَ » « 1 »
2 - عدالت
شاهد مىبايست ملكهء عدالت داشته باشد و شهادت كسى غير او قابل پذيرش نيست چون قابل اعتماد نيست . آنكه به خود رحم نمىكند و خداى را در مورد خود به خشم آورده است ، براى او آسان است كه خدا را براى غير به خشم آورد . چه اينكه بىگمان از شهادت براى غير عوايدى نيز كسب خواهد نمود .
قال الصادق عليه السلام :
« لااقْبِلُ شَهادَةَ فاسِقٍ الّا عَلى نَفْسِهِ » « 2 »
گويند : شاهدى در محكمه ، عليه صاحب حقى به اداى شهادت پرداخت و صورت شهادت خود را با آب و تاب بيان مىكرد ، گوئى با چشم خود ديده و با گوشش شنيده است .
صاحب حق كه سخت متحيّر شده بود به حاكم رو كرد و گفت : وى فاسق است و شهادت او قبول نيست . حاكم دليل فسق خواست . صاحب حق از شاهد اعتراف گرفت كه مكنت مالى دارد و سپس گفت : جناب قاضى ، شاهد با وجود تمكن مالى به حج نرفته و اين واجب بزرگ را ترك كرده است .
حاكم از شاهد پرسيد : حجّ رفتهاى ؟ شاهد كه به دروغ گفتن عادت كردهبود براى فيصله دادن به ماجرا و به كرسى نشاندن شهادت خود گفت : آرى .
حاكم زيرك كه نشانههاى راستگوئى را در شاهد نديد ، پاسخ او را در محك اين پرسش قرار داد كه : چاه زمزم در كجاى بيت اللَّه الحرام واقع شده بود ؟
هامش
( 1 ) - هيچگاه شهادت نده مگر اينكه همانطور كه از كف دست خود با خبرى بدان آگاه باشى . ( وسايل الشيعه - جلد 18 - صفحه 250 ) .
( 2 ) - گواهى شخص فاسق جز عليه خودش نمىپذيرم . ( وسايل الشيعه - جلد 18 - صفحه 275 ) .