ناگفته نماند كه مرز ميان حرمت و جواز كذب بسيار دقيق است و ضمن اينكه مصاديق مشكوك ، قطعاً حكم حرمت دارند و اصل حرمت در موارد شبهه جارى است ، بايستى حتى المقدور نسبت به موارد جواز نيز با احتياط برخورد كرد ، زيرا چه بسا در گذر زمان چنين سخنانى ، به دروغهاى بزرگ تبديل شوند .
قال الصادق عليه السلام :
« كُلُّ كَذِبٍ مَسئُولٌ عَنْهُ صاحِبُهُ يَوْماً ، الّا كَذِباً فى ثَلاثَةٍ ، رَجُلٌ كائُدٌ فى حَرْبِهِ فَهُوَ مَوْضُوعٌ عَنْهُ ، اوْ رَجُلٌ اصْلَحَ بَيْنَ اثْنَيْنِ يَلْقى هذا بَغَيْرِ ما يَلْقى بِهِ هذا ، يُريدُ بِذلكَ الاصْلاحَ ما بَيْنَهُما ، اوْ رَجُلٌ وَعَدَ اهْلَهُ شَيْئاً وَهُوَ لايُريدُ انْ يُتِمَّ لَهُمْ » « 1 »
صحيح مسلم به نقل از « ابن شهاب » مورد سوم را چنين تفصيل داده است :
« وَحديثُ الرَّجُلِ امْرئَتَهُ وحديثُ المَرْئَةِ زَوْجَها » « 2 »
البته بازهم يادآورى اين نكته لازم است ، چنين دروغهائى اگر پيامدهاى بدى داشته باشند و عدم اعتماد بر جاى گذارد ، قطعاً جايز نيست .
توريه
توريه سخنى است چند پهلو كه يك جهت آن مطابق اعتقاد و واقع مورد نظر متكلم باشد و متكلم همان جهت را اراده كرده و از آن نظر سخنى درست است ، ولى مخاطب چهبسا جهات ديگر به ذهنش تبادر كند كه در آن صورت سخن متكلم مطابق واقع نيست .
هامش
( 1 ) - صاحب هر دروغى روزى مورد بازخواست قرار مىگيرد ، مگر در سه جا ، مكر و كيد در حرب كه حرمت آن برداشته شده است - كسى كه بين دو نفر اصلاح برقرار مىكند و چيزى از كسى براى ديگرى بهصورتى نقل مىكند كه وى نگفته است وبدين وسيله ميخواهد بين آن دو را آشتى دهد - كسى كه وعدهاى به عيالش ميدهد با اينكه قصد انجام آن را ندارد . ( وسايل الشيعه - جلد 8 - صفحه 579 ) .
( 2 ) - سخن مرد با زن و زن با شوى خود . ( بحار الانوار - جلد 72 - صفحه 243 ) .