تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
در حالى كه آنها دزدى نكرده بودند . اين سخنان احتمالات فراوانى دارد از جمله : 1 - كلام ابراهيم عليه السلام خبر نبوده و به‌صورت جملهء شرطيه بيان شده است . 2 - حضرت به آسمان نگريست و گفت : من مريضم ، يعنى مرض خود را از حركت سيارگان پيش بينى مىكنم . 3 - حضرت از نظر روحى به خاطر بت پرستى مردم بيمار بود . 4 - جمله
« إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ »
، از دهان خدمهء حضرت يوسف درآمدند نه خود حضرت . 5 - طرف سخن بنيامين بود و وى از اين نسبت كه موجب ماندنش در مصر مىگشت راضى بود و . . . . گذشته از اين محتملات كه در كتب تفسيرى آمده است ، مىتوان گفت كه : اين عبارات هيچكدام دروغ نيستند ، اينها مىتوانند مصاديقى براى توريه باشند ، و توريه مطلقاً جايز است چه رسد به اينكه در مسير اصلاح قرار گيرد يا ريشهء بت پرستى را بردارد و يا حقيقت مهمى كه چهل سال مبهم مانده است آشكار كند . « 1 » در اينكه توريه چه نوع سخنى است ، بايد گفت جواب اين سؤال بستگى به تعريفى دارد كه از دروغ پذيرفته‌ايم ، اگر دروغ به معناى سخن مخالف واقع باشد ، توريه دروغى است كه از حرمت كذب استثناء شده است و لذا توريه دروغ جايز است . ولى اگر تعريف دوم را پذيرفتيم و دروغ را به معناى سخن مخالف اعتقاد دانستيم كما اينكه ما اين عقيده را به عنوان عقيدهء صحيح مطرح كرديم و براى آن مؤيد اقامه نموديم ، توريه تخصصاً از دروغ خارج مىباشد و بنابراين توريه اساساً دروغ نيست تا استثناء شده باشد .
هامش
( 1 ) - ر . ك : روايت « حسن صيقل » از امام ششم عليه آلاف التّحيّة والثّناء ( اصول كافى - جلد 2 - صفحه 341 ) .