تابعين
تابعين در اصطلاح به گروهى گويند كه حضرت رسالت صلى الله عليه و آله را درك نكرده ولى اصحاب وى را درك كردهاند . خشكهمقدسى در ميان آنها بهواسطه دور بودن از منبع فيض بيشتر نمايان شده است كه به گوشهاى از موارد بسيار آن توجه كنيد .
1 - خوارج نهروان اهل عبادت و راز و نياز در دل شب بودند و پيشانى برخى از آنها از شدت عبادت پينه بسته بود . آنان در لباس دين ، راه خلافت حضرت امير عليه السلام و فرزندان او را سدّ نمودند و مهلك ترين ضربات را بر پيكر دين وارد ساختند و چرخهء ترقى و تكامل بشريت را تعطيل نمودند . آنها كه يار على بودند ، چنان شدند كه تنها راه نجات را در دورى از على يافتند ، آنكه به على نزديك بود كافر و مهدور الدّم و هر آنكه از على دور مىبود هر چند اهل كتاب و يا مشرك بوده باشد ، اهل نجات مىشمردند .
آنان از سوئى عبداللَّه بن خباب و زن آبستن او را بجرم دوستى با على به قتل رساندند ، وى قرآنى به گردن آويخته بود و با همسر حاملهء خود از كنار خوارج مىگذشت . آنها او را گرفتند و گفتند : آنچه در گردن دارى ما را امر مىكند كه گردنت را بزنيم ، چراكه تو اهل هدايت نيستى ، تو اشخاص را دوست دارى .
ابن ابىالحديد معتزلى مىگويد : گروهى از خوارج با فردى مسيحى بر سر درخت خرمائى چانه مىزدند ، نصرانى گفت : از خود شما باشد . خوارج گفتند :
بدون بهاء قبول نمىكنيم . نصرانى جواب داد : عجيب است ، امثال « عبداللَّه خباب » را به قتل مىرسانيد و درخت خرمائى را بدون بها نمىپذيريد ! « 1 »
2 - سپاه اسلام در فتح مصر ، در ناحيهاى كه امروز « فسطاط » ناميده مىشود خيمه زدند ، روز حركت سپاه ، « عمروعاص » به فرمانده سپاه گفت : كبوترى برفراز
هامش
( 1 ) - ( شرح نهج البلاغه حديدى - جلد 2 - صفحه 281 ) .