9 - در واقعه حنين هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مشغول تقسيم غنائم بود ، شخصى نزديك آمد و گفت : « اى محمد به عدالت تقسيم كن » حضرت خطاب به او فرمودند :
« وَيْحَكَ مَنْ يَعْدِلْ اذا لَمْ اعْدِلْ » « 1 »
10 - روزى آن حضرت مالى اندك را تقسيم مىنمود ، مردى سياهچهره ، بلند قامت سرتراشيده در حالى كه آثار سجود بر پيشانيش بود وارد گشت و گفت : « اى محمد ، به خدا سوگند به عدالت رفتار نكردى »
حضرت ناراحت شد به حدى كه رنگ وى سرخ گشت و فرمود :
« وَيْحَكَ فَمَنْ يَعْدِلْ اذا لَمْ اعْدِلْ » « 2 »
اصحاب گفتند : بگذار او را به درك و اصل كنيم ، حضرت فرمود : آن وقت مشركان مىگويند من اصحابم را بهقتل ميرسانم !
البته ناگفته نماند كه فوايد احترام به پيامبر عايد خود انسان مىشود ، پيامبر نمى خواهد براى خود شخصيت بسازد ، او كجا و توجه به خود كجا !
تشك و لحاف آن حضرت پارچهاى بود كه قسمتى را زير و نيمى از آن را رو مىانداخت ، آخر عمر ، همسران پيامبر گفتند : دندههاى رسول اللَّه نمايان شده است ، شبى پارچهء زيرين را چهارلا كردند ، آنشب پيامبر اندكى ديرتر برخاست ، وقتى متوجه زير انداز شد ، فرمود : چه كسى چنين كرده است ؟ يكى گفت : بدن شما ضعيف شده ، ما چنين كرديم . حضرت فرمود : شما به من ظلم نموديد !
روزى يكى از اصحاب وارد شد و حضرت تازه از خواب برخاسته بود . وى وقتى نگاهش به بدن حضرت افتاد ، جاى حصير را بر بدن پيامبر خدا مشاهده نمود .
هامش
( 1 ) - واى بر تو چه كسى به عدالت رفتار مىكند اگر من نكنم . ( كنز العمال - 31610 ) .
( 2 ) - ( كنز العمال - 31587 ) . اين روايت در هفت جاى ديگر از اين كتاب وارد شده است .