آن حضرت در مجالس حلقهاى مىنشست بهطورىكه اگر ناشناس وارد مىشد او را نمىشناخت و ميگفت : « ايُّكُمْ محَمَّد ؟ » .
برخى پشت ديوارى ماندند كه قبل از پيامبر به وى سلام كنند ، آن حضرت به آنان رسيد و فرمود : « اى آنكه پشت ديوارى سلام عليكم » .
بر الاغ ، قاطر و اسب سوار مىشد و ابائى نداشت . مؤلف « حيوة الحيوان » نام 34 نفر كه رديف پيامبر سوار شدهاند ، ذكر نموده است .
انَس نُه سال خدمت پيامبر بوده است . وى مىگويد : شبى حضرت دير آمدند .
من به گمان اينكه منزل كسى رفته است ، غذاى او را خوردم . پيامبر وارد خانه شد و چيزى نگفت ، من به مسجد رفتم تا بپرسم كه خانهء چه كسى بوده ؟ گفتند : منزل كسى نبوده همين جا به پرسشهاى مردم پاسخ مىگفته است . وى در منزل يك بار شام نخواست كه من خجالت بكشم و سحر با همان حالت روزه گرفت .
در سال نهم هجرى كه آن را « عام الوفود » مىگويند : هيئتهاى مختلفى از قبايل عرب براى پذيرش اسلام به مدينه آمدند . وقتى سران بنىتميم به حضور حضرت رسيدند ، ابوبكر و عمر در مورد تصدى امارت بر اين قبيله در حضور پيامبر با خود به مشاجره برخاستند . نيز گفته شدهاست : برخى از اشراف بنىتميم براى بيان منزلت خود از پشت اطاقهاى محل سكونت پيامبر بدون رعايت ادب ، داد مىزدند : اى محمد خارج شو « يا محمد اخرج الينا » .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به سختى در آزار بود و چيزى نمىگفت تا اينكه اين آيه نازل گشت :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ
« 1 »
هامش
( 1 ) - ( حجرات - 2 ) اى مؤمنين صداى خود را بر صداى پيامبر بلندتر نكنيد ، و در برابر او بلند سخن نگوئيد ، و آنگونه كه با خود سخن مىگوييد با وى سخن نرانيد ، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى كه نمىدانيد .