لِمَقَرِّكُمْ » « 1 »
طبيعى است آدمى براى رسيدن به اين هدف مىبايست برنامههائى كه اسلام عنوان نموده است بپذيرد . انسان بر طبق مقررات اسلامى هر چيزى را نمىتواند بخورد ، هر چيزى را نمىتواند بياشامد ، از هر لذّتى نمىتواند استفاده كند ، هر مكانى نمىتواند وارد شود . هر چند اساس اين حدود همانند محدوديتهاى تمام اديان ديگر مىباشد ، اما كيفيت و كميّت آنها به جهت كمال دين اسلام و برنامههاى وسيع تكاملى او ، چه بسا متفاوت باشد . و لذا آزادى در اسلام همانند همهء مرامهاى ديگر جهان محدود به برنامههاى دين است و در اين چهار چوبه حقّ آزادى بيان و عمل براى تمام مسلمانان و ساير خلايق محفوظ مىباشد .
حدّها
دريافتيم كه آزادى اجتماعى انسان با توجه به آزادى تكوينى و فطرى او ، نياز لازم وى است . اما چون از طرفى ، ارزش انسان در اسلام به قرب الهى او منوط مىشود و از سوى ديگر زندگى اجتماعى او بدون رعايت حقوق ساير اعضاء اجتماع امكان پذير نيست ، قوانين و مقرراتى اين آزادى را محدود مىنمايند كه عبارتند از :
1 - خداوند بهعنوان خالق تمام انسانها ، و آگاه از حوائج آنان و براى رسيدن بندگانش به هدف غائى و فوز عظمى ، محدوديتهائى را در قالب شرايع و آئينها كه كاملترين آنها اسلام است وضع فرموده است و تشويق و تنبيه در دنيا چون برآورده شدن حاجات و يا حدود و تعزيرات يا مكافات اعمال ، و در آخرت
هامش
( 1 ) - دنيا محل گذر و آخرت سراى باقى است ، براى سراى باقى از دنياى فانى توشه برچينيد . ( شرح نهج البلاغه ابنابىالحديد - جلد 11 - صفحه 3 ) .