وعدهها و وعيدها همانند نعمتهاى بهشت و نقمتهاى جهنم قرار داده است .
2 - بشر نيز براى ايجاد امنيّت اجتماعى و حفظ حقوق همهء افراد ، قوانينى وضع نموده و براى خاطيان و نافرمانان مجازاتهائى دنيوى در نظر گرفتهاست .
البته اين قوانين بايد اولًا با قوانين الهى در تضاد نبوده و ثانياً ، امنيت همهء جامعه را در نظر داشته باشند ، و لذا قانونى كه مخالف با قانون حقّ بوده و يا تنها امنيّت عدهاى را تضمين كند نمىتواند متضمن امنيّت و عدالت در همهء جامعه باشد و آزادى را محدود كند .
اين دو عامل ، بهعنوان عوامل محدود كننده آزادى بشر ، مبرهن به برهان عقلى و نقلى است ، و البته دقت در آنها كافيست تا هر صاحب خردى را به تسليم در مقابل آنها وادار نمايد .
حكّام و آزادى
همواره دو راه در مقابل حاكمان جامعه وجود داشتهاست : راه اول ، اجراء عدالت در جامعه ، و اطاعت از فرامين دين در ارتباط با مردم مىباشد .
راه دوم براى حكّام و سلاطين ، ظلم و ستم ، چپاول ثروتها ، غارت دسترنج مردم ، نابودى حقّ جويان و حقّ طلبان و ايجاد محيطى پر از رعب و وحشت و البته با شعار ايجاد امنيّت اجتماعى است .
از آنجا كه محصول قدرت و سلطه ، براى كسى كه فريفتهء آن شده و از حدّ محدود زندگى در كرهء خاكى غافل گشته است ، غالباً جز كبر و نخوت نمىباشد ، بيشمارى از حكّام جوامع راه دوم را برگزيده و ظلم و ستم را پيشهء خود ساختهاند .
« مكياولى » سياستمدار ايتاليائى در كتاب خود « شهريار » اوصافى را براى حاكم موفق برمى شمرد كه از جملهء آنها :
« براى استيلا بر هر شهرى هيچ راهى محكمتر از نابودى تمام اهل شهر نيست » .