ترس و دلهره
« . . . إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ . . . »
« 1 »
ترس را مىتوان به سه قسم كلى ، ترس از موهومات و امور ناخوشايند ، ترس از مرگ و خوف از خداوند تقسيم نمود .
ترس در امور ناخوشايند دنيوى از جملهء رذايل محسوب مىشود و منشأ آن ضعف نفس است .
قال على عليه السلام :
« احْذَرُوا الْجُبْنَ فَانَّهُ عارٌ وَ مَنْقَصَةٌ » « 2 »
و نيز فرموده است :
« شِدَّةُ الْجُبْنِ مِنْ عَجْزِ النَّفْسِ وَضَعْفِ الْيَقينِ » « 3 »
دليل ديگر ترس ، خودباختگى است ، آنكه هدف و فرهنگ اصيل خود را از دست داده باشد كانّه با خود نيست و لذا در حوادث و مخاطرات احساس وحشت و اضطراب مىنمايد .
ترسو ، توان ورود در هيچ كار مهمى ندارد ، مسائل كوچك براى او بزرگ جلوه
هامش
( 1 ) - ( فاطر - 28 ) از ميان بندگان خدا ، تنها دانشمندان از او مىترسند و خاشعند .
( 2 ) - از ترس برحذر باشيد كه آن موجب ننگ و باعث نقص است . ( غررالحكم ) .
( 3 ) - ترس زياد از ناتوانى نفس و ضعف يقين است . ( غررالحكم ) .