فرمود : چرا حق ما را كوچك مىشماريد ؟ مردى از خراسان در حضور حضرت بود ، به ناراحتى برخاست و عرض كرد : به خدا پناه مىبريم كه شما را يا اوامرتان را كوچك شماريم . حضرت به وى فرمود : بله تو از كسانى هستى كه مرا اهانت نمودهاى . شخص كه گويا متحيّرتر شده بود ، عرض كرد : به خدا پناه مىبرم اگر كوتاهى در حق شما روا داشته باشم . حضرت فرمود : واى بر تو ، آيا صداى فلانى را نشنيدى ؟ ما نزديك « جحفه » بوديم و او به تو مىگفت : مرا به قدر يك ميل سوار كن كه به خدا قسم خسته شدهام ، به خدا سوگند سرت را بلند نكردى و همانا او را ضايع كردى .
« وَمَنِ اسْتَخَفَّ بِمُؤْمِنٍ فَبِنا اسْتَخَفَّ وَضَيَّعَ حُرْمَةَ اللَّهِ عَزَّوجلَّ » « 1 »
يكى ديگر از توالى فاسدهء تحقير مؤمن اين است كه تحقير كفارهاى ندارد . با اينكه برخى گناهان براى محو تبعات تكليفى آن كفارهاى خاص خود دارد ، نبود كفاره براى تحقير ، نشانهء اين معناست كه اين معصيت قابليت جبران ندارد .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« مَنْ احْزَنَ مُؤْمِناً ثُمَّ اعْطاهُ الدُّنْيا لَمْ يَكُنْ ذلِكَ كَفّارَتَهُ وَلَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهِ » « 2 »
و اين بخاطر عظمت مؤمن و لزوم اكرام وى و حرمت شديد تحقير او مىباشد و اين همه البته از عظمت وجههء مؤمن نزد خداوند حكايت مىكند .
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : آن شب كه پيامبر خدا به معراج رفتند ، از خدا پرسيد :
خدايا وضعيت مؤمن نزد تو چگونه است ؟ خداى عزّوجل پاسخ فرمود :
هامش
( 1 ) - كسى كه مؤمنى را تحقير كند ، ما را تحقير نموده و حرمت خداى عزّوجلّ را شكسته و ضايع نموده است . ( وسايل الشيعه - جلد 8 - صفحه 592 ) .
( 2 ) - كسى كه مؤمنى را محزون نمايد سپس دنيا را به وى ببخشد ، اين كفارهء گناهش محسوب نمىشود و مزدى نيز برايش ندارد . ( بحار الانوار - جلد 75 - صفحه 150 ) .