تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
غارِسٌ شَجَراً » « 1 » حضرت امير عليه السلام از چنين آرزوئى به مونس و همراه تعبير مىفرمايد : « الْامَلُ رفيقٌ مُونِسٌ » « 2 » تا اينجا دريافتيم نفس آرزو و حتى برنامه‌ريزى براى آينده‌اى دور و اميد به آن ، نه تنها مذموم نيست بلكه حيات بدون آن رقم نمىخورد ، آنچه مورد نهى آيات و احاديث واقع شده است ، آرزوهاى دور و دراز توأم با غفلت از آخرت است . بلى آرزوئى كه غفلت‌آور باشد ، مذموم است و بس . آيه‌اى كه در ابتداى بحث آمد به همين قسم از آرزو اشاره داشت ، كفار با اينكه مىدانستند اسلام برحق است ، يهود و مسيحيت با اينكه مىدانستند پيامبر آخرالزّمان كيست ، امّا اميد و آرزو به مقام و مرامشان و ثروت و اولادشان ، آنان را غافل از حق نمود و از تفكر بازداشت ، و چون چهارپايان چيزى جز خوردن و خوابيدن و . . . نفهميدند .

آرزوهاى غفلت‌زا

آرزوهاى غفلت‌زا ، آدمى را مست دنيا مىنمايد ، او فقط دنيا و ظواهر او را مىنگرد ، و از نهايت حيات غافل مىماند . طبيعى است چنين انسانى براى رسيدن به كمال حيات دنيوى خود ، دست به هر عملى مىزند و از چپاول حقوق ديگران و تعدّى به نواميس و اموال غير ، باز
هامش
( 1 ) - آرزو براى امت من رحمت است و اگر اميد نباشد هيچ مادرى فرزندش را شير نميدهد و هيچ باغبانى درخت نمىكارد . ( بحارالانوار - جلد 77 - صفحه 173 ) . ( 2 ) - آرزو ، همراهى است انس گيرنده . ( غررالحكم ) .
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 135 | على غضنفرى