غارِسٌ شَجَراً » « 1 »
حضرت امير عليه السلام از چنين آرزوئى به مونس و همراه تعبير مىفرمايد :
« الْامَلُ رفيقٌ مُونِسٌ » « 2 »
تا اينجا دريافتيم نفس آرزو و حتى برنامهريزى براى آيندهاى دور و اميد به آن ، نه تنها مذموم نيست بلكه حيات بدون آن رقم نمىخورد ، آنچه مورد نهى آيات و احاديث واقع شده است ، آرزوهاى دور و دراز توأم با غفلت از آخرت است . بلى آرزوئى كه غفلتآور باشد ، مذموم است و بس .
آيهاى كه در ابتداى بحث آمد به همين قسم از آرزو اشاره داشت ، كفار با اينكه مىدانستند اسلام برحق است ، يهود و مسيحيت با اينكه مىدانستند پيامبر آخرالزّمان كيست ، امّا اميد و آرزو به مقام و مرامشان و ثروت و اولادشان ، آنان را غافل از حق نمود و از تفكر بازداشت ، و چون چهارپايان چيزى جز خوردن و خوابيدن و . . . نفهميدند .
آرزوهاى غفلتزا
آرزوهاى غفلتزا ، آدمى را مست دنيا مىنمايد ، او فقط دنيا و ظواهر او را مىنگرد ، و از نهايت حيات غافل مىماند .
طبيعى است چنين انسانى براى رسيدن به كمال حيات دنيوى خود ، دست به هر عملى مىزند و از چپاول حقوق ديگران و تعدّى به نواميس و اموال غير ، باز
هامش
( 1 ) - آرزو براى امت من رحمت است و اگر اميد نباشد هيچ مادرى فرزندش را شير نميدهد و هيچ باغبانى درخت نمىكارد . ( بحارالانوار - جلد 77 - صفحه 173 ) .
( 2 ) - آرزو ، همراهى است انس گيرنده . ( غررالحكم ) .