حضرت امير عليه السلام در مناجات شعبانيه مىفرمايد :
« الهى هَبْ لى كَمالَ الْانْقِطاعِ الَيْكَ وَانِرْ ابْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها الَيْكَ » « 1 »
دنياى خيالى
آرزوى دور و دراز ، زندگى رؤيائى و تخيّلى مىسازد و آدمى را از واقعيات دور مىنمايد . مَثل او مَثل همان شاگرد كوزهگرى است كه اجرت زحمت زيادش كوزهاى بود تا بلكه آن را بفروشد و سدّ جوع نمايد .
وقتى كار كوزه تمام شد ، نگاهى به آن انداخت و وارد دنياى خيالى خود شد .
« اين كوزه را به بازار مىبرم و مىفروشم ، با بهاى آن دو كوزه تهيه مىكنم ، كمكم كارم رونق مىگيرد و مغازه مىزنم چيزى نمىگذرد به خواستگارى دختر فلان اعيان و اشراف ميروم ، آنگاه ديگر خود اشرافى مىشوم و به كار تمام كوزهگران مىخندم و چون ديدن كوزه ، ممكن است مرا به فكر گذشتهء غمبارم اندازد ، هر كوزهاى كه ببينم چنين مىشكنم »
وقتى كوزهاش كه همهء سرمايهاش بود شكست آنوقت از مستى تخيّل بيرون آمد و خود را همان شاگرد تازهوارد ديد كه تنها سرمايهاش را از دست داده است .
البته چه بسا آدمى در رؤياهاى حاصله از آرزوى دور و دراز باقى نماند و براى رسيدن به آن اميدها انواع فجايع و معاصى را بر خود هموار سازد و مصائب بزرگى را بيافريند .
متأسفانه حاصل بسيارى از رمانهاى خيالى ، و داستانهاى عشقى و پليسى
هامش
( 1 ) - معبود من ، كمال بريدگى از خلق را بهسوى خودت بر من ببخشاى و ديدهء دلمان را با نور نگاهش به تو روشن نما . ( مفاتيح الجنان - مناجات شعبانيه ) .