چنين عملى معاونت در گناه محسوب مىشود و اگر به اين جهت از ظالم ستمى صادر شود ، فاش كننده در ظلم وى شريك است .
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : روز قيامت بندهاى سر از قبر بر مىدارد و چيزى شبيه كاسه خون حجام يا بيشتر از آن به وى مىدهند و مىگويند : اين سهم تو است از قتل فلان شخص .
عرضه مىدارد : خدايا تو خود مىدانى ، خودت مرا قبض روح كردى و من خونى نريختهام . به وى گفته مىشود : از فلانى سخنى شنيدى ، و عليه او افشايش كردى ، همينطور نقل شد تا به گوش فلان ستمگر رسيد ، و او وى را به قتل رسانيد ، و اين سهميه خون وى براى توست . « 1 »
اسرار ديگران
سرّ مؤمن بمنزلهء عورت او است چه اينكه او همواره مىخواهد آن را مثل عيوب و عورتش بپوشاند ، و لذا افشا سر او چون كشف عورت وى بوده و حرام است .
« عبداللَّه بن سنان » مىگويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : آيا حديث عورت مومن بر مومن حرام است از شماست ؟ حضرت فرمود : بلى ، عرض كردم : مراد عورتين وى است ، امام فرمودند :
« لَيْسَ حَيثُ تَذْهَبُ انَّما هُوَ اذاعَةُ سِرِّهِ » « 2 »
كشف اسرار مؤمنين ، معاصى ديگرى را چون غيبت ، هتك حرمت ، خيانت در امانت و . . . مىتواند بدنبال داشته باشد و آثارى چون كينه و عداوت را ترويج مىدهد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در وصيتش به ابوذر مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - ( بحار الانوار - جلد 75 - صفحه 85 ) .
( 2 ) - اين نيست كه تو خيال مىكنى ، منظور آشكار كردن راز اوست . ( وسايل الشيعه - جلد 8 - صفحه 608 ) .