به هر حال محبّت و عشق مىبايست از حد متعادل خود خارج نشود
اندازه نگهدار كه اندازه نكوست * هم سزاى دشمن است و هم لايق دوست
8 - افراط و تفريط در اعتقادات
پافراتر گذاشتن و كوتاه آمدن در عقايد و مبانى اساسى دين ، خارج از حدودى كه هر كدام دارند ، در واقع بهمعناى نپذيرفتن آن عقيده است . وسعت ابواب مختلف اعتقادات بحثى وسيع مىطلبد ، ما فقط به نكتهاى در باره افراط و تفريط در امامت حضرت مولى الموحدين عليه السلام مىپردازيم .
وجود ذىجود شخص دوم اسلام و تلاش طاقتفرساى او در صدر اسلام به حدى بود كه دو دسته در مورد وى بيراهه رفتند .
دستهاى مغلوب حسادت شدند و او را آنقدر پائين آوردند كه سبّ او را واجب و باعث استجابت دعا مىدانستند و او را حتى مسلمان نمىشمردند .
و دستهاى ديگر چون او را بشر عادى نديدند ، غلو كردند و او را تا به مرز الوهيّت پيش بردند .
آن حضرت خود به توصيف اين دو دسته مىپردازد و مىفرمايد :
« هَلَكَ فِىَّ رَجُلانِ ، مُحِبٌّ غالٍ وَمُبْغِضٌ قالٍ » « 1 »
و در جاى ديگر ضمن بيان اين نكته ، بندگان را به سوى اعتدال در اين زمينه دعوت مىكند .
« سَيَهْلِكُ فِىَّ صِنْفانِ ، مُحِبٌّ مُفْرِطٌ يَذْهَبُ بِهِ الْحُبُّ الى غَيْرِ الْحَقِّ وَمُبْغِضٌ مُفْرِطٌ يَذْهَبُ بِهِ الْبُغْضُ الى غَيْرِ الْحقِّ ، وَخَيْرُ النَّاسِ فِىَّ حالًا ، الَّنمَطُ الْاوْسَطُ فَالْزَمُوهُ » « 2 »
هامش
( 1 ) - دو كس در مورد من هلاك شدند دوست غلو كننده و دشمن هرزه زبان . ( نهج البلاغه - حكمت 113 به ترتيب فيض و 117 به ترتيب صبحى ) .
( 2 ) - به زودى دو گروه دربارهء من هلاك مىگردند ، دوستدار افراطكننده كه محبّت افراطيش به من وى را به غيرحقّ بكشاند ، و دشمن تفريط كنندهاى كه بخاطر دشمنى قدم در راه باطل گذارد ، بهترين مردم در مورد من كسانى ميانهء اين دو دسته هستند ، از آنها جدا نشويد . ( نهج البلاغه - خطبه 127 ) .