افشا اسرار
« وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ »
« 1 »
خدا انسان را اجتماعى خلق كرده و لازمهء زندگى اجتماعى مخفى بودن عيوب افراد اجتماع و ظهور نيكيها است ، چه اينكه اگر لحظهاى پردهها كنار رود ، چون قيامت ، جامعه در هم ريخته و همه از هم فرار مىكنند ، شوهر از زن و زن از او ، والدين از اولاد و آنها از والدين و دوستان از هم ، و همه از حاكمان مىگريزند و هيچگاه اجتماعى محقق نخواهد شد .
بديهى است هر انسانى در زندگى اجتماعى و يا فردى خود در برابر شيوه حركت چرخ گردون و اقبال و ادبار دنيا و پستىها و بلندىها و تلخىها و شيرينىها و انكارها و ارادهها ، واكنشى خاص دارد كه افشا آن چه بسا باعث نابودى شخصيت وى شود . از سوى ديگر همين انسان گاه با كارهاى خود موجب برملا شدن اسرار
هامش
( 1 ) - ( تحريم - 3 ) هنگامىكه پيامبر يكى از اسرار خود را به يكى از همسران خود گفت و او آن را افشا كرد و خداوند پيامبرش را آگاه نمود ، قسمى از آن را بازگو كرد و از بيان قسمى خوددارى نمود ، پيامبر همسرش را از آن خبر داد ، وى گفت چه كسى به تو گفته است ، پيامبر گفت خداى عالم و آگاه مرا خبر داد .