تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
مادرش گفت : اى كاش لكه‌اى خون مىبودى و چنين دودمانت را بر باد نمىدادى . به مادرش گفت : كاش همان مىشدم و فرزند يزيد نمىبودم . از سوئى ديگر ، گاه حسب و نسبى بين اشخاص وجود ندارد ولى ارتباط قدرتمندى آنها را به هم گرده زده است . محمد بن ابىبكر فرزند ابوبكر است ، حضرت امير عليه السلام در تمجيد از او مىفرمايد : از صلب ابوبكر ولى ميوهء دل من است . گاهى نيز حسب و نسب شايسته‌اى وجود دارد ولى بهره‌اى از آن نسيب انسان ، نشده است . جعفر كذّاب فرزند امام هادى است ولى وى را همان بس كه به « كذّاب » معروف شده است . بنابر اين جائى براى مفاخره به نياكان و گذشتگان باقى نمىماند . خداوند متعال به رسولش مىفرمايد : « وَلِمَنْ افْتَخَرَ بِالْحَسَبِ والنَّسَبِ :
فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ »
« 1 »

قوت و قدرت

قدرت بازو و توان جسمى آثار مهمى مىتواند در دنيا داشته باشد ، حضرت امير عليه السلام درِ قلعهء خيبر را از جا كند و او را سپر خود قرار داد و در نهايت به‌عنوان پل بر گذرگاه مسلمانان گذاشت تا مسلمانان به‌سوى قلعه آيند . اين كار موجب تعجب مسلمانان بود ، زيرا اين در را صبحها و عصرها چندين تن باز و بسته مىنمودند ، كجا كه كسى آن را سپر قرار دهد ؟ آن وجود شريف خود را درخت جنگلى معرفى مىكند :
هامش
( 1 ) - و به كسى كه به حسب و نسب ( نياكان ) خويش افتخار مىكند بگو : هنگامىكه در صور دميده مىشود هيچ يك از پيوندهاى خويشاوندى كارساز نخواهد بود و از يكديگر به‌واسطه ناتوانى از كمك رساندن به هم ، يارى نمىخواهند ( مومنون - 101 ) .
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 101 | على غضنفرى