تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨

دليل دوم

با توجه به روايات ، قابل درك است كه جزء بودن بسمله ، براى اصحاب يقينى بوده است ، چون گاهى آنان آغاز سوره را از آيه‌ى پس از بسمله مىدانستند و هنگامى كه مورد پرسش قرار مىگرفتند كه پس بسمله چه ؟ مىگفتند : بسمله كه جزء قرآن است . يعنى اينكه بسمله بر زبان نمىآمد ، تنها به جهت اشتراك آن با سوره‌هاى ديگر بوده است نه جزء نبودن . گفته شده روزى معاويه بسمله و برخى تكبيرات نماز را ترك كرد ؛ به وى گفتند : از نماز دزديدى يا فراموش كردى ؟ بسم اللّه الرحمن الرحيم كجا رفت ؟ تكبير كجا رفت ؟ اسرقت الصلاة ام نسيت ؟ اين بسم اللّه الرحمن الرحيم و اللّه اكبر حتى تهوى ساجدا ؟ « 1 »

دليل سوم

ثبت بسمله در مصاحف ، دليل جزء بودن است . اصحاب مىخواستند چيزى كه جزء قرآن نيست در قرآن نوشته نشود . آنها حتى نقطه‌گذارى و علامت‌گذارى مصحف را نمىپذيرفتند و بعدها به‌خاطر ضرورت آن را با رنگ ديگرى نگارش كردند . آنان نيز با نوشتن نام هر سوره در آغاز سوره‌ها مخالف بودند ، با اين وصف اگر بسمله جزء قرآن نبود ، چگونه اجازه دادند ، يكصد و سيزده بار تكرار شود و در متن مصحف كتابت شود ؟

دليل چهارم

روش دائمى مسلمانان توجه به بسمله به عنوان آيه‌اى از قرآن ، براى تمام سوره‌ها بوده است . فخر رازى مىگويد : ان نقل متواتر ثابت بان بسمله كلام انزله اللّه على محمد و بانه مثبت فى المصحف بخطّ القرآن . « 2 »
هامش
( 1 ) - المصنف صنعانى ، ج 2 ، ص 92 ؛ ر . ك : سنن دارالقطنى ، ج 1 ، ص 309 . ( 2 ) - تفسير كبير ، ج 1 ، ص 197 .
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 348 | على غضنفرى