تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
موجب مىشود بازى نكند و باعث تواضع و تضرّع گردد . « 1 » اين دليل نيست ، استحسان ذوقى است ؛ و مسائل فقه را نمىتوان با برداشت‌هاى ذوقى اثبات نمود . گذشته از آنچه گفته شد اخبار بسيارى وارد شده است كه اثرى از تكتّف در آنها نيست . ابن رشد در « بداية المجتهد » مىگويد : آثار ثابته‌اى رسيده كه وضعيت نماز پيامبر گزارش شده و در آنها خبرى از گذاشتن دست بر دست نيست ؛ به همين خاطر عده‌اى به اين سو رفته‌اند و گفته‌اند لازم است به اين آثار ميل پيدا شود ؛ زيرا تعداد اينها بيش‌تر است . « 2 » هم او مىگويد : رأى قوم ان الاوجب المصير الى الاثار التى ليست فيها هذه الزياده ( التكتّف ) لانها اكثر و لكون هذه ليست مناسبة لافعال الصلاة و انما هى من باب الاستعانة و لذلك اجازها مالك فى النفل و لم يجزها فى الفرض . « 3 » « برخى به سوى آثارى رفته‌اند كه تكتّف در آنها نباشد ؛ زيرا اين آثار بيش‌ترند و نيز تكتّف مناسب با ديگر افعال نماز نيست ؛ بلكه از روى استعانت انجام مىگيرد ؛ به همين خاطر است كه مالك ، آن را در نوافل جايز دانسته و در واجبات جايز نمىداند . » مثلا ابو حميد ساعدى گفته است كه من شيوه نماز پيامبر را مىدانم ؛ و سپس مفصلا نماز پيامبر را نكته به نكته تشريح مىكند و حتى به اندازه‌ى بلند كردن دست براى تكبير ، مقدار خم شدن براى ركوع و . . . اشاره مىكند . « 4 » در اين روايت ، اثرى از تكتّف ديده نمىشود . با اينكه وى در حال بيان كيفيت نماز پيامبر بوده و چيزى به اين مهمى و اختلاف‌زايى اگر بود ، بايد مطرح مىشد .
هامش
( 1 ) - المجموع نووى ، ج 3 ، ص 313 . ( 2 ) - بداية المجتهد ، ج 1 ، ص 112 . ( 3 ) - بداية المجتهد ، ج 1 ، ص 112 . ( 4 ) - سنن دارمى ، ج 1 ، ص 299 .