كرد كه پيامبر چنين دستور داده ، وجود ندارد . و اينكه علماى اهل سنت گفتهاند از اين قسم احاديث برمىآيد كه پيامبر دستور مىداده ، قابل خدشه است چرا كه مردم براى به زبان آوردن اسم پيامبر ، ابايى نداشتند و حتى به آن افتخار مىكردند ؛ پس چرا نام او برداشته شده است ؟
2 - مسلم از وائل بن حجر آورده است كه وى پيامبر را ديد كه هنگام نماز تكبير گفته و دستها را زير لباسش برده و سپس دست راست را بر روى دست چپ گذارده است . « 1 »
در سلسلهى اين حديث ، همام بن يحيى و در سلسلهى احاديث مانند آنكه با اسناد ديگر نقل شده ، كسانى چون عبد اللّه بن جعفر ( ابن نجيح ) و عبد اللّه بن رجا وجود دارند و اين افراد توسط دانشمندان رجال از اهل سنت توثيق نشدهاند و يا اگر مثلا همام توثيق شده ، تضعيف هم شده است . « 2 »
علاوه اينكه دلالت حديث بر مراد ، روشن نيست ؛ زيرا راوى خود تكتّف را نديده بلكه از فعل پيامبر برداشت كرده است و چهبسا او اشتباه كرده باشد .
3 - بيهقى آورده است كه ابن مسعود در نماز دست چپ را بر دست راست مىگذاشت و پيامبر او را ديد و او دست راست را بر چپ نهاد . « 3 »
در سند اين روايت ، شخصى بنام هشيم بن بشير هست كه تضعيف شده است .
علاوه بر اين ، بعيد به نظر مىرسد كه ابن مسعود از متقدمان در اسلام ، نسبت به كيفيت نماز ناآگاه باشد و يا اشتباه كرده باشد .
4 - تكتّف موافق تواضع و خشوع است ؛ نووى مىگويد : گذاشتن دست بر دست
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 13 ؛
( 2 ) - ر . ك : تهذيب التهذيب ، ذيل اسامى .
( 3 ) - سنن بيهقى ، ج 2 ، ص 28 .