قرآن با خبر واحد جايز نيست . « 1 » البته مىدانيم كه سورهى مائده از آخرين سورههاى نازل شده بر پيامبر است و در قرآن كريم چيزى كه آيهى وضو در سورهى مائده را نسخ كرده باشد ، نيست ؛ و حتى احتمال اينكه آيه نسخ شده باشد ، نمىرود .
حرف فخر رازى كه گفته است شستن شامل مسح نيز مىشود ، حرف گزافى است ؛ زيرا شستن و مسح دو تعريف جداگانه دارند ؛ اينها از موارد عام و خاص نيستند ، زيرا تمسك به هركدام موجب طرد ديگرى است . اين سخن را قرطبى هم گفته است . « 2 » حرف آخر فخر كه مىگويد : آيهى قرآن پا را محدود كرده است ، و كعب دو استخوان دو سوى پا را گويند ، و اين با شستن مناسبت دارد نه با مسح ؛ چون اگر مراد از كعب ، برآمدگى روى پا و يا مفصل ساق باشد ، هر پا يك كعب دارد همانطور كه هر دست يك مرفق دارد و همانطور كه در دست فرمود مرافق بايد در پا نيز بگويد كعاب . « 3 »
اين حرف هم تمام نيست ؛ زيرا اگر هر پا دو كعب داشته باشد ( بنابر اينكه كعب را دو استخوان دو سوى ساق بدانيم ) باز هم عبارت الى الكعاب صحيح نبود .
علاوه اينكه بهطور كلى براى « كعب » در لغت سه معنا آمده است : برآمدگى پشت پا ، مفصل ساق و دو استخوان دو سوى ساق ( قوزك ) . اين را همهى واژهشناسان بيان كردهاند و البته با وجود اين احتمال ، استدلال بالا كه حاصل برداشت سوم و بدون شاهد است ، درست نيست .
سخن زمخشرى نيز همانند سخن رشيد رضا ، استحسان ذوقى است نه برهان شرعى و ادعاى وى نيز باطل است ، رشيد رضا خودش مىگويد :
القول لكل الغسل و المسح مروى عن السلف من الصحابة و التابعين ، و لكن العمل
هامش
( 1 ) - ر . ك : تفسير كبير ، ج 11 ، ص 163 .
( 2 ) - الجامع لاحكام القرآن ، ج 6 ، ص 92 .
( 3 ) - تفسير فخر رازى ، ج 11 ، ص 163 .