يديه الى المرفقين و يمسح رأسه و رجليه الى الكعبين . « 1 »
« نماز شما درست نيست ، مگر اينكه وضو گرفته شود و صورت و دستها تا مرفق شسته شود و سپس سر و همچنين پاها تا كعبين مسح گردد . »
پس مطابق منابع اهل سنت ، هم آيهى قرآن و هم روايات دلالت بر وجوب مسح پا مىكنند .
اينك لازم است رواياتى كه دلالت بر شستن پا دارند و نيز برخى ديدگاههاى اهل سنت مورد بحث قرار گيرند .
اما روايت ، ويل للاعقاب من النار ؛ در اين روايت نشانهاى وجود ندارد كه پيامبر نهى از مسح پا كرده باشد . آنچه در اين خبر آمده ، نهى مطلقى است كه به وجوه متعددى قابل حمل است . و چهبسا اين روايت دربارهى بىمبالاتى برخى از باديه نشينان از نجاسات باشد ؛ پيامبر مىفرمايد با پاشنههاى ناپاك وارد نماز نشوند . و يا حتى ممكن است پيامبر نهى از شستن پاها كرده باشد . به هرحال هيچ قرينه حاليه و مقاليهاى دال بر ارتباط حديث با موضوع ، نيست .
علاوه اينكه حتى اگر كسى بگويد رواياتى كه نشانگر شستن است ، قابل استناد است ، در اين صورت با روايات مسح متعارض مىشوند ؛ و قاعده در اين باره ، تساقط هردو دسته از روايات و توجه به دليل ديگر است و در اينجا آيهى شريفه كه بهنظر مفسران و فقهاى اهل سنت دلالت بر مسح مىنمايد ، قابل استناد خواهد بود .
ثالثا : هرگز روايت واحد توان اين را ندارد كه ناسخ آيهى قرآن باشد ؛ اين مطلب نزد دانشمندان فقه و علوم قرآنى قابل انكار نيست . فخر رازى هم مىگويد ، نسخ
هامش
( 1 ) - محلى ابن حزم ، ج 2 ، ص 56 ، سنن ابن ماجة ، ج 1 ، ص 156 ؛ سنن ابى داوود سجستانى ، ج 1 ، ص 197 ؛ سنن نسايى ، ج 2 ، ص 226 ؛ سنن دارمى ، ج 1 ، ص 305 ؛ سنن الكبرى بيهقى ، ج 1 ، ص 44 .