« سه چيزند كه در زمان رسول خدا بودند ولى من از آنها نهى كردم و آنها را حرام نمودم . آن سه عبارت است از : ازدواج موقت ، حج تمتع ، و حى على خير العمل . »
عكرمه نيز گفته است : عمر مىخواسته مردم به نماز اتكا نكنند و از جهاد باز بمانند ؛ لذا آن را از اذان حذف نمود . « 1 »
ترديدى در بطلان استدلال عمر نيست ؛ زيرا تشريع اذان از سوى پيامبر بوده است و اينكه پيامبر از اتكا مردم به نماز و پرهيز از جهاد آگاه نباشد ، سخنى نادرست و نسنجيده است .
ثانيا : فتواى عمر ، مخالف با تصريح پيامبر است و از آنجا كه سخن پيامبر ، سخن خداست ؛ فتواى عمر ، مخالف با سخن خداست و مخالفت با سخن خدا و پيامبر بدعت و حرام است .
چه اينكه به حكم آيهى شريفه
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
. « 2 » ، « سخن از هواى نفس نمىگويد ، سخن او جز وحى نازل شده نيست » ؛ سخن پيامبر ، سخن خداست .
ثالثا : هيچگاه در زمان پيامبر ، با اينكه جهاد بسيار حساستر و اسلام نو بنيادتر بود ، نماز مانع جهاد نشده بود . مسلمانان آن زمان با اينكه نماز را پر اهميت مىدانستند ، در جنگهاى بسيار مهمتر و حتى غير قابل قياس با جنگهاى پس از درگذشت پيامبر ، حضور مىيافتند .
رابعا : هماكنون كه كشورهاى اسلامى توان كوچكترين حركتى در برابر دشمنانشان ندارند و علاوه آنكه دولتمردان آنها ، آنان را به سكوت در برابر ستم فرا مىخوانند ، چه جاى دوام اين روش است .
علاوه بر آنچه گذشت ، برترين كارها نزد رسول خدا نماز بوده است . ثوبان از
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 81 ، ص 140 .
( 2 ) - نجم ، 3 و 4 .