همين را گفته است .
6 - عبد الرحمن بن اسحاق بن عبد اللّه مدنى ؛ احمد بن عبد اللّه عجلى دربارهى وى مىگويد : احاديثش نوشته مىشود ولى قابل استناد نيست . بخارى مىگويد :
احاديثش مضطرب است . يحيى بن سعيد مىگويد : در « مدينه » كسى را نديدهام كه او را قبول داشته باشد .
7 - محمد بن خالد بن عبد اللّه واسطى ؛ يحيى بن معين مىگويد : بسيار دروغگو است . ابا زرعه مىگويد : مرد بدى است .
8 - يحيى بن سعيد ؛ وى متولد 70 ق و متوفى 143 است با اين وصف چگونه حديث از پيامبر نقل مىكند . « 1 »
جاى شگفتى است كه به روايتى پناه آورده شود كه علاوه بر ضعف سند ، با مقام نبوت سازگار نيست .
در برابر اين روايات ، ابن حجر عسقلانى رواياتى نقل كرده كه براساس آنها ، اذان در « مكه » و در شب معراج تشريع گرديد . از جمله اين روايات ، خبرى است كه عبد اللّه بن عمر از پدرش نقل كرده است . وى مىگويد : پيامبر وقتى به معراج برده شد ، خدا به وى اذان را وحى كرد . ان النبى لما اسرى به الى السماء اوحى اللّه اليه الاذان فنزل به فعلّمه جبرئيل . « 2 »
البته عسقلانى بهخاطر وجود طلحة بن زيد در اين روايت ، آن را متروك مىداند .
طبرانى اين روايت را از سالم از پدرش نيز نقل كرده است ؛ ولى باز در سند آن طلحة بن زيد وجود دارد . « 3 »
عسقلانى به نقل از على آورده است : عن بزاز عن على ابن ابى طالب : لما اراد اللّه
هامش
( 1 ) - ر . ك : سيرة الاعلام النبلاء ذهبى ، تهذيب الكمال جمال الدين مزّى ، ذيل اسامى .
( 2 ) - مجمع الزوايد ، ج 1 ، ص 329 .
( 3 ) - معجم الاوسط ، ج 9 ، ص 100 .