چرا كه از عبد اللّه بن زيد كه امروز آن را نقل مىكند ، حيا كرده است ! و يا منتظر بوده عبد اللّه بعدا ( به خواب ببيند و ) بر زبان آورد . ولى مطابق روايت ابن ماجه ، همان شب كه عبد اللّه اذان را در خواب مىبيند ، عمر نيز ديده بود . علاوه اينكه حلبى مىگويد چهارده تن ديگر همين اذان را در خواب ديده بودند . « 1 »
ثالثا : با استفاده از منابع اهل سنت ، خواهيم آورد كه حى على خير العمل ، جزء اذان بوده و بعدا حذف شده است . با فرض درستى اين مطلب كه در جاى خود مطرح خواهد شد ؛ اين احاديث هيچ كدام جملهى حى على خير العمل را نياوردهاند و همه به همين سبب ، مخدوش خواهند شد .
رابعا : در اسناد همهى اين روايات اشخاصى وجود دارد كه تضعيف شدهاند . از جمله :
1 - عمومة من الانصار در روايت اول ناشناخته است .
2 - ابو عمير بن انس ؛ ابن عبد البرّ مىگويد ناشناخته است و به خبر او توجه نمىشود .
مزّى مىگويد ابو عمير تنها دو حديث دارد ، يكى دربارهى ديدن هلال و ديگرى دربارهى اذان .
3 - محمد بن ابراهيم بن خالد تيمى متوفى سال 120 ق ؛ ابو جعفر عقيلى از عبد اللّه بن احمد حنبل نقل مىكند كه از پدرم ( احمد حنبل ) شنيدم كه مىگفت احاديث محمد بن ابراهيم منكر « 2 » است .
4 - محمد بن اسحاق بن يسار بن خيار ؛ يحيى بن معين دربارهى وى گفته است ضعيف و سقيم است .
5 - عبد اللّه بن زيد ؛ ترمذى مىگويد فقط اين يك حديث را دارد ، بخارى نيز
هامش
( 1 ) - ر . ك : طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 247 ؛ سيرة النبوية حلبى ، ج 2 ، ص 95 .
( 2 ) - حديثى كه كسى از انديشمندان به آن رغبتى نشان ندهد .