مىگويد تو را به بهتر از ناقوس راهنمايى مىكنم و اذان را به اين ترتيب بيان كرد : اللّه اكبر ( 1 ) اشهد ان لا إله الا اللّه ( 2 ) اشهد ان محمد رسول اللّه ( 2 ) حى على الصلاه ( 2 ) حى على الفلاح ( 2 ) اللّه اكبر ( 2 ) لا إله الا اللّه . و افزود : سپس كمى صبر كن و هنگام اقامهى نماز بگو : اللّه اكبر ( 2 ) اشهد ان لا إله الا اللّه ، اشهد ان محمد رسول اللّه ، حى على الصلاة ، حى على الفلاح ، قد قامت الصلاه ( 2 ) اللّه اكبر ( 2 ) لا إله الا اللّه . « 1 »
مالك نيز در « موطأ » ، آورده است كه پيامبر مىخواست دو چوب تهيه شود و اين دو را براى اعلان نماز به هم بزنند . وى اين حديث را از يحيى بن سعيد نقل كرده است . « 2 »
اشكالات وارده بر اين احاديث
محتواى اين احاديث با جايگاه پيامبرى سازگار نيست ؛ پيامبرى كه مىداند وظيفه دارد نماز را به جماعت اقامه كند ، ولى نمىداند براى جمع كردن مردم از چه ابزارى استفاده كند و او گاه متوجه شيپور يهود مىشود و گاه ناقوس مسيحيان و . . . ؛ او همچنان متحير است تا گره اين مشكل بهوسيلهى كسى باز شود . آن شخص اين موهبت را در خواب ديده است و پيامبر منتظر مىماند كه وى جملات اذان را بر زبان براند ! آيا اين تصور با مقام نبوت سازگار است ؟ آيا تمسك بهروايتى كه احكام دينى را زاييدهى خواب افراد عادى بنمايد ، خردمندانه است ؟ و آيا خواب مىتواند معيار اعتبار حكم شرعى شود ؟
ثانيا : اين روايات ، بهشدت مضطرب « 3 » هستند ؛ زيرا طبق روايت ابى داوود ، عمر بن خطاب نيز اين خواب را بيست روز پيش ديده ، ولى بر زبان نياورده بود
هامش
( 1 ) - سنن ابى داوود سجستانى ، ج 1 ، ص 120 .
( 2 ) - موطأ ، ج 1 ، ص 67 .
( 3 ) - روايت مضطرب ، به روايتى گويند كه با بيانهاى مختلف و الفاظ كم و زياد بازگو شده باشد .