كسى را بىنياز نمىكند ، نذر تنها از بخيل چيزى كم مىكند .
لا تنذروا فان النذر لا يغنى من القدر شيئا و انما يستخرج به من البخيل . « 1 »
اين دو روايت ، گذشته از ضعف سند ، قابل تأويل هستند و البته واژهها و عبارات آنها مانع آن تأويل نمىباشند . مفهوم اين روايات جايز نبودن نذر نيست ، بلكه تنها گوياى اين مطلب است كه اگر خدا نخواهد ، از نذر كارى ساخته نيست ؛ نذر ، تنها بيان سپاس بنده از خدا در برابر برآورده شدن نياز اوست .
مازرى در شرح اين روايات آورده است كه ممكن است نهى پيامبر بهخاطر اين باشد كه نذركننده چهبسا خود را مستلزم به نذر بداند و ديگر خودش حركتى براى مقصودش ننمايد . نيز ممكن است علت نهى پيامبر اين باشد كه كسى تصور نكند كه نذر مىتواند قضا و قدر الهى را تغيير دهد . « 2 »
هامش
( 1 ) - شرح صحيح مسلم ، ج 11 ، ص 98 .
( 2 ) - شرح صحيح مسلم ، ج 11 ، ص 99 .